جست‌وجوی پیشرفته
متمایز

متمایز

نویسنده: ورونیکا راث
فیلم‌‌‌‌نامه‌‌‌‌: اوان دوکرتی ، ونسا تیلور
کارگردان: نیل برگر
بازیگران: شیلین وودلی، تئو جیمز، اشلی جاد، جای کورتنی، ری استیونسون، زوئی کراویتز، مایلز تلر، تونی گلدوین، مگی کیو، بن لوید-هیوز، کیت وینسلت

شهر «شیکاگو» باقی‌‌‌‌مانده جنگ بزرگی است که در جهان رخ داده است. مردم شیکاگو به پنج دسته تقسیم شده‌‌‌‌اند. آن‌‌‌‌ها بر اساس توانایی به گروه‌‌‌‌های فداکاری، شجاعت، دانشمندان، صداقت و صلح‌‌‌‌طلبی تقسیم شده‌‌‌‌اند. «تریس» قهرمان داستان تمام ویژگی‌‌‌‌ها را به صورت متعادل دارد و «متمایز» خوانده می‌‌‌‌شود. متمایزها برای این جامعه دسته‌‌‌‌بندی شده خطرناکند. به‌‌‌‌طور ویژه رئیس گروه دانشمندان که درصدد گرفتن قدرت سیاسی از گروه فداکاری است، با متمایزها مشکل دارد. تریس که به انتخاب خود در گروه شجاعت تربیت شده است، قصد دارد مانع مقاصد شوم گروه دانشمندان شود. او به کمک یکی از مربیان گروه شجاعت به نام «چهار» -که او نیز متمایز است- به مرکز مدیریت رفته و سیستم را مختل می کند.
فیلم «متمایز» که گاهی با نام‌‌‌‌های «سنت‌‌‌‌شکن» یا «ناهمتا» نیز خوانده می‌‌‌‌شود اولین بخش از سه‌‌‌‌گانه‌‌‌‌ی متمایز است. این فیلم بر اساس رمانی از «ورونیکا راث» ساخته شده است. نمونه مشابه سه گانه «متمایز» سه گانه «عطش مبارزه» است که با موفقیت وارد بازار شد و توانست مخاطبان بسیاری را به خود جذب کند. این دو مجموعه از جهت داشتن قهرمانِ زن که وارد ماجراهای اکشن و ماجراجویانه می‌‌‌‌شود و در خلال آن ماجراهای عاشقانه رخ می‌‌‌‌دهد، شباهت‌‌‌‌هایی دارند. با این وجود بسیاری از منتقدان از جمله «جیمز براردینلی» معتقدند؛ «عطش مبارزه» ار لحاظ ساخت از کیفیت بالاتری برخوردار است. یکی از نقاط ضعف بزرگ فیلم متمایز عدم وجود داستانی خودکفا و مستقل است. به بیان دیگر بخش بزرگی از این فیلم صرف طرح مساله و معرفی قواعد بازی به بیننده می‌‌‌‌شود. داستان «متمایز» چندان پیچیده نیست، اما کارگردان «نیل برگر» بخش زیادی از فیلم را به معرفی سیستم جامعه آخرالزمانی شیکاگو، انتخاب دسته‌‌‌‌های مختلف و سپس آموزش‌‌‌‌های رزمی تریس قهرمان داستان سپری می‌‌‌‌کند. در واقع حدود دقیقه نود و پنج یعنی پس از گذشت بیش از دو سوم فیلم، مشکل اصلی داستان یعنی خرابکاری‌‌‌‌های گروه دانشمندان مطرح می‌‌‌‌شود. مسلما زمان کافی برای حل این مساله برای کارگردان باقی نمی‌‌‌‌ماند و آن را به بخش‌‌‌‌های دیگر فیلم موکول می‌‌‌‌کند. البته ساختن فیلم-های سریالی به هیچ عنوان یک نقص یا عیب تلقی نمی‌‌‌‌شود، اما هنگامی که یکی از بخش‌‌‌‌های فیلم نتواند مساله مشخصی را طرح و به اتمام برساند، بینندگان با حسی ناتمام و ناراضی از سالن‌‌‌‌های سینما خارج می‌‌‌‌شوند. به عنوان مثال در مجموعه فیلم های «مرد عنکبوتی» یا «بت‌‌‌‌ من» که موفق‌‌‌‌ترین نمونه‌‌‌‌های فیلم اکشن سریالی هستند، هر یک از بخش‌‌‌‌ها خودکفا هستند و اگر بیننده هیچ قسمت دیگری را نبیند، مشکلی از نظر فهم فیلم ندارد. البته از عدالت به دور است که نگوییم فیلم «متمایز» از لحاظ کیفیت ساخت از درجه بالایی برخوردار است. استفاده از آخرین تکنیک‌‌‌‌های جلوه‌‌‌‌های ویژه و تصویربرداری چشم‌‌‌‌نواز از جمله نقاط قوت این فیلم است.
بی‌‌‌‌شک یکی از درخشان‌‌‌‌ترین جنبه‌‌‌‌های فیلم متمایز بخش بازیگری است. با وجود این‌‌‌‌که «شایلین وودلی» و «تئو جیمز» پیش از این فیلم کمتر دیده شده بودند، مجموعه متمایز پله‌‌‌‌ی خوبی برای درخشش و هنرنمایی آن‌‌‌‌ها شد. البته شایلین وودلی پیش از این در کنار «جورج کلونی» نیز بازی کرده بود، اما در آنجا بازی او تحت شعاع بازی کلونی قرار داشت. بازی وودلی در نقش تریس نقطه عطف بازیگری این فیلم است. او چهره‌‌‌‌ای معصوم و در عین حال جدی دارد که دقیقا مناسب بازی در این فیلم است. در عین حال مراحل ترقی یک شخصیت مبارز در او به آرامی و به شکلی روان شکل می‌‌‌‌گیرد. در حالی که تریس در مبارزه‌‌‌‌های آغازین به وضوح مبتدی و ضعیف است، در فرآیندی قابل باور به جایگاه اصلی خود به عنوان یک قهرمان مبارز نزدیک می‌‌‌‌شود. تئو جیمز نیز به خوبی از عهده شخصیت آرام و جدی نقش خود بر می‌‌‌‌آید. اما بر خلاف بازیگران اصلی فیلم که کمتر شناخته شده هستند، «کیت وینسلت» -رهبر گروه دانشمندان- و «اشلی جود» در نقش «ناتالی» ستاره‌‌‌‌های شناخته شده هستند. به‌‌‌‌طور ویژه حضور کیت وینسلت در این فیلم به محبوبیت آن افزوده است.
آنچه بیش از هر چیز یک فیلم علمی-تخیلی را نسبت به همتایانش برجسته می‌‌‌‌کند، داستان پویا و چالشی آن است. فیلم متمایز از یک ایده اصلی تغذیه می‌‌‌‌شود: دسته‌‌‌‌بندی کردن افراد بر اساس علایق و مهارت‌‌‌‌ها و سپس به کارگیری آن‌‌‌‌ها در جامعه بر اساس آن دسته‌‌‌‌بندی. این ایده در جای خود بسیار جذاب و مهم است. شاید بتوان گفت ریشه این ایده به آثار افلاطون در یونان باستان باز می-گردد که معتقد بود فلاسفه باید رهبران جامعه باشند و بر سردر آکادمی افلاطون نوشته شده بود؛ کسانی که هندسه نمی‌‌‌‌دانند وارد نشوند. اصل این ایده بر حقیقتی واضح استوار است که همان شایسته سالاری است. در واقع انسان‌‌‌‌ها استعدادهای متفاوتی دارند که با شکوفایی هر استعداد گنج نهانی به دست می‌‌‌‌آید که مسلما باید در اختیار پیشرفت جامعه قرار بگیرد. لبه منفی و مخرب این ایده انحصارطلبی است. در واقع آنچه این ایده مفید را به چالش می‌‌‌‌کشد آن است که انسان‌‌‌‌ها می‌‌‌‌توانند چندین استعداد داشته باشند، یا برخی نسبت به دیگری توانایی‌‌‌‌های کمتر یا بیشتری داشته باشند. به بیان دیگر نگاه افراطی و ماشین‌‌‌‌وار به این ایده، نیت‌‌‌‌های سودجویانه و مخرب را به بار می‌‌‌‌آورد. ورونیکا راث به نوان نویسنده کتاب و عوامل تهیه این فیلم نیز دقیقا بر روی همین مساله انگشت نهاده‌‌‌‌اند. اما داشتن یک ایده‌‌‌‌ی ناب تمام مساله فیلم‌‌‌‌سازی نیست. متاسفانه فیلم متمایز اطلاعات کاملی از جزئیات شرایط آخرالزمانی شیکاگو به ما ارائه نمی‌‌‌‌دهد. شخصیت‌‌‌‌ها نیز به قدر زیادی نپخته و ناآماده هستند. ما هیچ اطلاعی از شخصیت «جینین» -رهبر گروه دانشمندان با بازی کیت وینسلت- نداریم، ما با عمق عشق «تریس» و «چهار» آشنا نمی‌‌‌‌شویم و از آن مهم‌‌‌‌تر تغییر رفتار «چهار» را از یک رئیس جدی به عاشق احساساتی اصلا درک نمی‌‌‌‌کنیم. به جای این مسائل مهم در شخصیت‌‌‌‌پردازی، نویسندگان فیلم‌‌‌‌نامه سهم بزرگی از فیلم را به حواشی کم‌‌‌‌اهمیت‌‌‌‌تر همچون حسادت هم کلاسی‌‌‌‌های تریس می‌‌‌‌دهند.

1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (No Ratings Yet)
Loading... امتیاز شما به این خبرقصه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *