موج جنایت در بلندینگز
پلهام گرنویل وودهاس
«پلهام گرنویل وودهاوس» بزرگترین طنر نویس بریتانیاست و تنها جایزه ادبی طنز بریتانیا به نام او اهدا میشود. با این حال این نویسنده در ایران آنطور که باید شناخته شده نیست. و تنها دو کتاب از وودهانس به فارسی ترجمه شده است: «موج جنایت در بلندینگز» و «بهترین آواز».
«موج جنایت در بلندینگز» ماجرای زندگی «لردا مزورث» مالک قصر «بلندینگز» است. لرد که دست و پا چلفتی است، زندگی آرامی را در میان گلها و گیاهان قصر میگذراند. آرامش او، چند مدت، با آمدن «بکستر» به هم خورده، اما با استعفای او و استخدامش نزد یک آمریکایی به نام «جونز» دوباره بازگشته بود. لرد با مطالعه رسالهای درباره پرورش گراز و رونق دادن گلخانهاش، روزگارش را میگذراند، تا اینکه دوباره بکستر به قصر آمده و آرامش او را بر هم میزند و او را از مطالعه رساله و رسیدگی به گلخانه باز میدارد. در این ماجرا «جین» خواهرزاده زیبا و منشی سابق لرد نقش بسیاری ایفا میکنند.
در بخشی از این کتاب می خوانیم:
«وقتی دو مرد رو در روی هم بایستند که یکی از آن دو اخیرا با یک تفنگ بادی به دیگری شلیک کرده باشد و آن دیگری هم تازه پی برده باشد که این کار چه کسی بوده، کم پیش میآید که چنین گفتگویی از همان ابتدا به سرعت و با انرژی آغاز شود. این جور وقتها حس غریبی به آدم دست میدهد. در نیم دقیقه اول این مواجهه تنها چیزی که در قالب صوتی اتفاق افتاد، این بود که لرد امزورث گلویش را صاف کرد، اما بعد از آن بلافاصله سکوت مجددا برقرار شد. این امکان وجود داشت که اگر بکستر راهش را نگرفته بود که برود، لرد سکوتش را تا میزان قابل ملاحظهای کش دهد. تمام مدت بکستر به کارفرمای سابقش خیره مانده بود و صورتش مانند کتابِ بازی بود که در آن هر چشم بینایی میتوانست انواع و اقسام احساسات ناراحتکننده را بخواند. حالا او قدمی به عقب برداشته بود و لرد امزورث از لالمانی در آمد.»
اگر به داستانهای طنز کلاسیک علاقه دارید، «موج جنایت در بلندینگز» گزینه مناسبی برای شماست.
