جهانتاب

زمان: 01:36:10
به اشتراک گذاری:
اپیزودهای این قصه
جهانتاب قسمت اول
جهانتاب قسمت دوم
جهانتاب قسمت سوم
جهانتاب قسمت چهارم
جهانتاب قسمت پنجم
خلاصه:

همه دارایی «بهیار» و «ترگل»، گوسفندان‌‌‌‌‌‌‌‌شان است، ولی حال گوسفندان خوب نیست و یکی پس از دیگری مریض می‌شوند و کاری از دست آن‌‌‌‌‌‌‌‌ها ساخته نیست. آن‌‌‌‌‌‌‌‌ها به دنبال دامپزشکی هستند تا به داد گوسفندانشان برسد.
ازطرفی، «جهانتاب» که فارغ‌التحصیل رشته دامپزشکی از دانشگاه تهران است، شب آخر در خوابگاه به کمک دوستش «مرضیه» وسایلش را جمع می‌کند.
آن‌‌‌‌‌‌‌‌ها درباره کارآموزیشان با هم صحبت می‌کنند. مرضیه که می‌‌‌‌‌‌‌‌خواهد برای کارآموزی به شیراز و آزمایشگاه دایی‌اش برود، از جهانتاب هم می‌خواهد برای کارآموزی به آنجا برود، اما جهانتاب تصمیم دارد به اداره جهاد کشاورزی شهرستان خودش برود.
بهیار، «خوبیار»، «حاصل» و «آقای شریفی»، معلم ایل، به شهر و جهاد کشاورزی می‌روند و تقاضای دامپزشک می‌کنند. دامپزشک اداره به خاطر بیماری فرزندش، به مرخصی رفته است و آن‌‌‌‌‌‌‌‌ها دست خالی به سمت ایل برمی‌‌گردند. هنگامی که به دوراهی بارشلو می‌رسند، جهانتاب را می‌بینند که سر جاده ایستاده و منتظر ماشین است.
بهیار با دیدن جهانتاب خوشحال می‌شود و او را سوار می‌کند و به طرف ایل به راه می‌افتند.
جهانتاب وقتی می‌فهمد گوسفندان ایل مریض شده‌اند، به آن‌‌‌‌‌‌‌‌ها می‌گوید نگران نباشند، خودش همه‌‌‌‌‌‌‌‌ی گوسفندان را معاینه و درمان می‌کند؛ اما حاصل با شنیدن این حرف ناراحت می‌شود و اجازه نمی‌دهد یک زن گوسفندان او را معاینه کند….

1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (No Ratings Yet)
Loading... چقدر این کتاب رو دوست داشتید؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *