سلمانی

زمان: 00:11:11
به اشتراک گذاری:
2
اپیزودهای این قصه
سلمانی
خلاصه:

پادشاهی بود به نام «بابک» او مرد باخدایی بود. روزی با خود فکر کرد پادشاهی کار سختی است زیرا رعایت کردن عدالت ساده نیست.
پادشاه بابک تاج و تخت را رها کرد و راهی کوه و دشت و بیابان شد.
مادرش بسیار ناراحت شد. مقدار بسیاری طلا و جواهر برداشت. بار شتر کرد و شهر به شهر راهی شد تا پسرش را پیدا کند.
پادشاه موهایش ژولیده شده بود و می‌‌‌‌‌‌‌‌خواست به سلمانی برود اما پولی نداشت.

این داستان آموزنده برای کودکان سال آخر دبستان مناسب است.

1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (1 votes, average: 2,00 out of 5)
Loading... چقدر این کتاب رو دوست داشتید؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *