حدیث کرامت

زمان: 01:39:15
به اشتراک گذاری:
اپیزودهای این قصه
حدیث کرامت قسمت اول
حدیث کرامت قسمت دوم
حدیث کرامت قسمت سوم
حدیث کرامت قسمت چهارم
حدیث کرامت قسمت پنجم
خلاصه:

«شیخ فریدالدین عطار نیشابوری» در کتاب «تذکرة الاولیاء» در ذکر ابراهیم ادهم می‌‌‌‌‌‌‌‌گوید: و او پادشاه بلخ بود. ابتدای حال او آن بود در وقت پادشاهی که عالمی را زیر فرمان داشت و چهل سپر زرین در پیش و چهل گرز زرین در پس او می‌‌‌‌‌‌‌‌بردند. یک شب بر تخت خفته بود که در نیم شب سقف خانه بجنبید. چنان که کسی بر بام آمد که ساربانی بود و با ابراهیم سخن از بی‌‌‌‌‌‌‌‌ارزشی جامه شاهی و تخت گوهربار سلطنت می‌‌‌‌‌‌‌‌گفت. ابراهیم ادهم با «شقیق بلخی زاهد» دیدار می‌‌‌‌‌‌‌‌کند و او ابراهیم را به سوی زهد و پارسایی رهنمون می‌‌‌‌‌‌‌‌سازد. از طرف دیگر ناماداری و برادر ناتنی او «اسماعیل» از روی بغض و حسد، دگرگونی حال درون او را به جنون تعبیر و شایع می‌‌‌‌‌‌‌‌کنند و به خیال خود او را از شاهی برانداخته و در نهایت اسماعیل بر تخت سلطنت می‌‌‌‌‌‌‌‌نشیند. در این میان «بی‌‌‌‌‌‌‌‌بی نرجس» و «ابولحسن» خدمه‌‌‌‌‌‌‌‌ی سابق ابراهیم به دلیل دیدار با ابراهیم آن‌‌‌‌‌‌‌‌قدر داغ بر تن دیدند تا دیده از دنیا کشیدند و بالاخره شقیق نزد ابراهیم آمده و از کرامت با او سخن می‌‌‌‌‌‌‌‌گوید و ابراهیم ادهم راهی سفری لامکان و لازمان می‌‌‌‌‌‌‌‌شود .

1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (No Ratings Yet)
Loading... چقدر این کتاب رو دوست داشتید؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *