نصرالدین و کفش خارکَن

زمان: 00:10:12
به اشتراک گذاری:
اپیزودهای این قصه
نصرالدین و کفش خارکَن
خلاصه:

روزی مردی خارکن با ناراحتی بسیار به در خانه‌‌‌‌‌‌‌‌ی نصرالدین رفت و به او گفت: « دیروز به یک مهمانی هفت نفره رفته بودم. من آخرین نفری بودم که به آنجا رسیدم و کفش‌‌‌‌‌‌‌‌های نو و جدیدم را از پا درآوردم و وارد مهمانی شدم. بعد از پایان مهمانی متوجه شدم که…

این داستان به کودکان می‌آموزد که برای حل مشکلات‌‌‌‌‌‌‌‌شان، با فکر خلاق و هوشمندی می‌توانند راه حل مناسب را پیدا کنند.

داستان «نصرالدین و کفش خارکن» برای گروه سنی «ب» مناسب است.

1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (No Ratings Yet)
Loading... چقدر این کتاب رو دوست داشتید؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *