خورشید و خاکستر

نویسنده: قدرت الله فتحی
زمان: 01:24:50
به اشتراک گذاری:
اپیزودهای این قصه
خورشید و خاکستر قسمت اول
خورشید و خاکستر قسمت دوم
خورشید و خاکستر قسمت سوم
خورشید و خاکستر قسمت چهارم
خورشید و خاکستر قسمت پنجم
خلاصه:

«خولی» از افراد حکومت «بنی امیه» بود. وی در جریان نبرد کربلا، مأمور آوردن سرِ بریده «امام حسین (ع)» از کربلا به کوفه نزد «عبدالله بن زیاد» بود. او سرانجام در سال ۶۶ هجری در کوفه در قیام «مختار ثقفی» کشته شد.
«نوار»، همسر «خولی‌‌‌‌‌‌‌‌بن‌‌‌‌‌‌‌‌یزید اصبحی» در خواب چیزهای وهم‌انگیز و گنگی می‌بیند که او را دچار حالتی بیمارگونه کرده است. در حالتی میان خواب و بیداری سخنان هزیان گونه‌ای بر زبان می‌آورد. سر و صدای او باعث می شود تا «عیوف»، همسر دیگر خولی، به کنارش بیاید. عیوف سعی می‌کند نوار را آرام کند، اما نمی‌تواند. نوار در تب می‌سوزد و هذیان می‌گوید. او در خواب نشانه‌های عجیب و غریبی دیده است. عیوف به او می‌گوید که این‌‌‌‌‌‌‌‌ها همه به خاطر خواب نابهنگام است.
نوار از خانه بیرون می‌زند. می‌خواهد به کوچه برود. اما عیوف مانع می‌شود. در حین این کشمکش، دو سوار از مقابل خانه آن‌‌‌‌‌‌‌‌ها عبور می‌کنند. سواران «خولی» و «حُمَید بن مُسلم اَزْدی» هستند. آن‌‌‌‌‌‌‌‌ها ماموریت دارند که خودشان را به دارالحکومه برسانند و خبر پیروزی در جنگ را به «عبید الله بن زیاد» برسانند. در ضمن، خولی ارمغانی گرانقدر و مهم برای ابن زیاد دارد و آن چیزی نیست جز سر مبارک «امام حسین (ع)». بعد از توقفی کوتاه و غروب خورشید، به سمت دارالحکومه می‌روند و با ممانعت نگهبانان مواجه می‌شوند.

1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (No Ratings Yet)
Loading... چقدر این کتاب رو دوست داشتید؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *