اسب فروش شوریده

زمان: 02:10:03
به اشتراک گذاری:
اپیزودهای این قصه
اسب فروش شوریده قسمت اول
اسب فروش شوریده قسمت دوم
اسب فروش شوریده قسمت سوم
اسب فروش شوریده قسمت چهارم
اسب فروش شوریده قسمت پنجم
اسب فروش شوریده قسمت ششم
خلاصه:

«میشائیل کلهاس» اسب‌‌‌‌‌‌‌‌فروش سرشناس امیرنشین ساحل رود «هاول»، همراه مهترش «هرسه» به امیرنشین «زاکسن» می‌آید تا اسب‌‌‌‌‌‌‌‌های پروار خود را بفروشد. آن‌‌‌‌‌‌‌‌ها در «تروکنبروک» با مشکل مجوز عبور مواجه می‌‌‌‌‌‌‌‌شوند. بعد از پیگیری‌‌‌‌‌‌‌‌ها متوجه می‌‌‌‌‌‌‌‌شوند که ارباب قبلی فوت کرده و ارباب جدید دستور داده که هیچ‌‌‌‌‌‌‌‌کس بدون مجوز عبور وارد قلعه نشود.
عنوان اصلی کتاب گویای «اسب فروش شوریده» با نام «میشائیل کلهاس»، داستان بلندی است که «هاینریش فون‌ کلایست» براساس یک روایت تاریخی کهن نوشته است. داستان شرح ظلم‌هایی است که به اسب‌فروشی به نام میشائیل کلهاس می‌شود. او مجدانه در جست‌وجوی عدالت برمی‌آید، اما هربار ظلمی سهمگین‌تر از پیش گریبانش را می‌گیرد و درمی‌یابد که دستگاه قضا به کلی فاسد است.
میشائیل همراه با دو اسب قبراق خود به نزد ارباب «ترونکا» می‌‌‌‌‌‌‌‌رود و ارباب مشتری این دو اسب می‌‌‌‌‌‌‌‌شود؛ اما همچنان برای گرفتن مجوز عبور اصرار می‌‌‌‌‌‌‌‌کند. درنتیجه میشائیل برای گرفتن جواز می‌رود و مهتر خود «هرسه» را کنار اسب ها می‌گذارد. زمانی‌‌‌‌‌‌‌‌که بازمی‌‌‌‌‌‌‌‌گردد، با اوضاع دیگری روبه رو می-شود. میشائیل می‌‌‌‌‌‌‌‌بیند که مهترش را از قلعه بیرون کرده‌‌‌‌‌‌‌‌اند و اسب‌‌‌‌‌‌‌‌های تنومندش تبدیل به یابوهای لاغر و ضعیفی شده‌‌‌‌‌‌‌‌اند. او شاکی از این وضعیت، تلاش می‌‌‌‌‌‌‌‌کند که این مشکل را حل کند اما به نتیجه‌ای نمی‌‌‌‌‌‌‌‌رسد و بالاخره تصمیم می‌‌‌‌‌‌‌‌گیرد برای شکایت اقدام کند…

1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (No Ratings Yet)
Loading... چقدر این کتاب رو دوست داشتید؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *