دوروتی

زمان: 00:17:44
به اشتراک گذاری:
اپیزودهای این قصه
دوروتی
خلاصه:

«دوروتی» با «عمو هنری» سوار کشتی شدند تا به استرالیا بروند.
طوفان شد، کشتی تکان های شدید خورد و دوروتی به دریا افتاد. او طنابی را گرفت و به صخره‌‌‌‌‌‌‌‌ای رسید. لانه‌‌‌‌‌‌‌‌ی مرغی روی صخره بود. مرغ جلو آمد و شروع کرد به حرف زدن با دوروتی.
او به دوروتی گفت که در آن نزدیکی‌‌‌‌‌‌‌‌ها خشکی دیده می‌‌‌‌‌‌‌‌شود. مرغ به او گفت که باید به خشکی بروند. آن‌‌‌‌‌‌‌‌ها به جنگل رفتند و چیزهای عجیب و غریبی دیدند.

این داستان برای خردسالان مناسب است.

1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (No Ratings Yet)
Loading... چقدر این کتاب رو دوست داشتید؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *