یک جهان یک جام / جلد هشت / شهر من فوکوکا

نویسنده: زینب آرمند
زمان: 00:25:19
به اشتراک گذاری:
اپیزودهای این قصه
یک جهان یک جام / جلد هشت / شهر من فوکوکا
خلاصه:

هیچکس به ورزشکار شدن «تومی یاسو» امیدوار نبود. اما او امروز یکی از بهترین بازیکن‌های تیم ملی ژاپن و لیگ اروپاست.
تونی با دهانی پر از خون، در حالی که از خواب بلند شده، فریاد می‌زند: «مامان من هیچ‌وقت به‌علت این زخمی که در دهنم هست، نمی‌تونم ورزش کنم و فوتبالیست بشم.»
مادرش در جواب این ناامیدی پسر گفت: «هیچ‌وقت نگو نمی‌شه، هیچ وقت! همیشه راهی برای رسیدن به خواسته‌ها وجود داره.»
بیست سال از آن ماجرا می‌گذرد و اکنون خبرنگار روزنامه‌ی ستاره‌ی دنباله‌دار برای مصاحبه با مادر تومی به منزل آن‌‌‌‌‌‌‌‌ها رفته است. قرار است گذشته‌ی فرزندش را برای خبرنگار مجله شرح دهد و از اتفاق دردناکی که در پنج سالگی برای تومی رخ داده است، حرف بزند.
«این اتفاق برای تومی دردناک‌تر بود، چون ما خانواده‌ای ورزشکار هستیم. تومی به هیچ ورزشی علاقه نداشت، برای همین تصمیم گرفتم کلاس شنا ثبت‌نامش کنم، اما وضعیت جراحت دهان تومی که به‌خاطر پرت شدن از تردمیل خونه‌ی مادربزرگش، بخیه‌های زیادی خورده بود، مانع شنا کردن او می‌‌‌‌‌‌‌‌شد. او در جویدن غذا مشکل داشت، چه برسه به شنا کردن. تا این‌‌‌‌‌‌‌‌که متوجه شدم تومی در دویدن بسیار عالی عمل می‌‌‌‌‌‌‌‌کند…

1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (No Ratings Yet)
Loading... چقدر این کتاب رو دوست داشتید؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *