رومن رولان

کلامسی – بورگونی – فرانسه
۲۶ ژانویه ۱۸۸۶- ۳۰ دسامبر ۱۹۴۴

تراژدی‌های ایمان /شامل سن لوئی /آئرت /پیروزی خرد /تئاتر انقلاب /14 ژوئیه /دانتون /گرگ‌ها /زمان آن خواهد رسید /لیلولی /دیکه دوندن /بتهوون /هندل /زندگی میکل‌آنژ /زندگانی تولستوی /گاندی /میت /تاریخ اپرای اروپا پیش از ژان باتیست لولی و آلساندرو اسکارلتی /موسیقی ‌دانان دیروز و موسیقی ‌دانان امروز /ژان کریستف /جان شیفته /کولا برونیون /سفر درونی /فراتر از جنگ /پیغمبران هند جدید /داستان‌های زیبای من /پیشگامان /یادداشت‌های زمان جنگ /خاطرات جوانی


رومن رولان ، نویسنده نام آشنای فرانسوی، به تاریخ ۲۶ ژانویه ی ۱۸۶۶ در بورگونی فرانسه چشم به جهان گشود .او یکی از نام‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آشناترین نویسندگان فرانسه در ایران است .رولان در خانواده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای متولد شد که پدر و مادرش از جمهوری خواهان سفت و سخت و از اهالی مذهب پروتستان در جنوب فرانسه بودند .اما با این اوصاف، کودکی رومن رولان کودکی بسیار آرامی بود و همه چیز برای زندگی او در یک فضای فرهنگی آماده شده بود .
اما بعد، خانواده وی به منظور بسیاری از اهداف سیاسی و تجاری به پاریس مهاجرت کردند، و این فرصتی برای رولان بود تا که بتواند در پاریس که مهد ادب آن زمان بود به تحصیل بپردازد و تحصیلات خودش را تکمیل کند. همان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌طور که انتظار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رفت .وی به محض ورود به پاریس شیفته ادبیات شد .این جمله را همیشه به‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خاطر داشته باشید که همیشه اهالی ادب گفته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند که «هنرمندان و ادیبان جهان یا در پاریس زندگی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنند و یا این‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌که دوست دارند در پاریس زندگی کنند».
این مسئله برای رولان هر چند ناخواسته اما به ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هر طریق صورت گرفت .وی توانست در دوره دبیرستان با آثار نویسندگان بزرگی چون ویکتور هوگو و شکسپیر آشنا شود و جو فرهنگی ادبی آن زمان نیز به او درکی مضاعف از ارزش کاری این نویسندگان داد و باعث شد که رومن رولان در گوشه ذهنش به نویسندگی فکر کند و ترغیب به این کار شود .او بعد از اتمام تحصیلش با نمرات بسیار عالی وارد دانشسرای عالی شد.
در بیست و سه سالگی نیز از دانشگاه فارغ التحصیل شد و به ابتالیا مهاجرت کرد .مهاجرت او به ابتالیا نقطه عطف دیگری از زندگی او بود. چرا که نخست وی به آنجا رفته بود که در رشته باستان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شناسی تحصیل کند، اما بعد تحت تاثیر شاهکارهای معماری دنیا که در ایتالیا بود قرار گرفت و همه ذهنش صرف این طراحی ها شد .رومن رولان در ایتالیا نیز در فضایی فرهنگی قرار گرفت و همه وقتش صرف تماشای زیبایی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های تاریخی و مطالعه در باب ادبیات شد .این مطالعات در زندگی او بسیار تاثیر گذاشت، چنان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌که می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توان رد آن را در تمامی آثار او مشاهده کرد .
بعدها از طریق یکی از دوستانش با نیچه آشنا شد .آشنایی او با نیچه و راه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌یابی به محافل ادبی آن زمان، برای او پله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای شد تا به آنچه که می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهد دست پیدا کند .
رولان پس از راه پیدا کردن به محافل ادبی و همچنین معاشرت با سران هنر در ایتالیا و دیگر کشورها، عاشق موسیقی شد. موسیقی و نغماتی که می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شنید ذهن او را به یک بازی که خود از آن به‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌عنوان بازی طرب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌انگیز یاد می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند، می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌انداخت و این مسئله باعث شد که به سراغ موسیقی برود و موسیقی بیاموزد. اما بعد، به این نتیجه رسید که زندگی برای او چیزی جز نویسندگی نیست و همین قضیه را نیز پیش گرفت و تبدیل به یک نویسنده بزرگ شد .
در نوشته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایش از موسیقی و از تمامی هنرهایی که آموخته بود بهره می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گرفت و سعی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کرد که زندگی را با نوشته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایش همسان کند .
رومن رولان، موضوع پایان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نامه خودش را صرف تاریخ اپرا در اروپا کرد و این امر نیز نشان از علاقه بالای او به مسئله موسیقی و در آمیختن آن با ادبیات داشت چرا که اپرا در اروپا ترکیبی از موسیقی، نمایش و ادبیات بود که بار اصلی اجرا بر روی دوش موسیقی و ادبیات قرار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گرفت . پس از آن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌که در موسیقی و به‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌طور کلی مباحث مربوط به هنر خبره شد، تصمیم گرفت که به نویسندگی عملی هنر، یعنی در یکی از حوزه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های هنرهای نمایشی گام بردارد و به آن ورود کند .
با این اوصاف، وی نخستین نمایشنامه خود تحت عنوان «گرگ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها» را خلق کرد .
گرگ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها بر اساس آنچه که ناشر در باب آن گفته است: «مردی را در زمان انقلاب نشان می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهد که به اتهام جنایت محکوم به مرگ است و پس از بررسی دقیق، بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گناهی او ثابت می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گردد و این نکته فاش می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود که دشمنی افسر برجسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای از انقلابیان موجب صدور حکم اعدام مرد بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گناه گشته است. در جریان این داستان، مبارزه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و کشمکش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های افسر دشمن و افسر مدافع مرد بیگناه بسیار دقیق وصف می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود و سرانجام قاضی برای حفظ آبروی افسر که از افسران مهم انقلاب است، حکم اعدام مرد بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گناه را تایید می کند.»
رومن رولان، در حوزه نمایشنامه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نویسی سه نمایشنامه بسیار شاخص دارد. «گرگ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها»، «دانتون» و «چهاردهم ژوئیه»، سه نمایشنامه از رولان می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌باشند که همگی دارای شاخصه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های انقلابی بودند و از این میان دانتون و چهاردهم ژوئیه هر کدام به نحوی توانستند ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌موقعیت بسیار خوبی برای رومن رولان فراهم کنند و او را به‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌عنوان یک نمایشنامه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نویس قهار معرفی کنند .
رولان، پس از آن وارد دنیای مطبوعات شد. او این نیاز را درون خود احساس کرد که یک سری از تجربیات خاص خود را در باب موسیقی و ادبیات به‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌صورت مقاله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایی مجزا به چاپ برساند و از طریق مستقیم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تری ، یعنی روزنامه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها به گوش مردم برساند. هر کدام از این مقاله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها ویژگی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های منحصربه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌فردی از کار رومن رولان را به نمایش می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کشیدند که در انتها نیز به دلیل اقبال زیاد مردم و همچنین نگاه ویژه منتقدین ادبی، در مجلدهای مجزایی به صورت یک کتاب چاپ شدند.
رومن رولان، در پژوهش نیز بسیار انسان شاخصی بود. او در دوره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای که در اوج کارهای نویسندگی خود قرار داشت، عزم بر آن می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند که کتابی در باب زندگی و آثار بتهوون بنویسد .این کتاب به محض انتشار و در مدت کوتاهی به چاپ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های بعدی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رسد و نظر ویژه همه مردم و منتقدین را در برمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیرد .
این مسئله رمان را بر آن می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دارد که به پژوهش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های گسترده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تری در باب زندگی نویسندگان و هنرمندان دست بزند .از این رو کتابی در باب زندگی میکل آنژ و همچنین نویسنده بزرگ روسی تولستوی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نویسد که همه آنان با اقبال بسیار مواجه می شود و تا کنون جز آثار برجسته پژوهشی در باب زندگی افراد بزرگ حوزه فرهنگ و ادبیات و هنر در جهان محسوب می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود. رومن رولان ، پس از این دوره طلایی ، ناگهان گوشه نشیتی و عزلت را در پیش گرفت .
البته این گوشه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نشینی نیز برای خودش ماجرایی دارد .ماجرا از این قرار است که رومن رولان، مدت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها در سر خود طرح‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌واره-ای برای نوشتن یک کتاب رمان نو در سر داشت که هیچ گاه به دلیل فعالیت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های گسترده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای که داشت، فرصت نوشتن آن را حاصل نکرده بود .از این رو شرایط را برای خود مساعد دید که مدتی سفر کند و کمی فشار کارهایش را کم کند تا که به این رمان برسد .رمان مد نظر او همان شاهکار رومن رولان، یعنی «ژان کریستف» است .این کتاب شرح زندگی موسیقیدان جوانی است که مسیری طولانی را برای رسیدن به رویای دور خود در موسیقیدان شدن بیان می کند .
ناشر در باب این کتاب می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گوید: «کتاب به زندگی در پاریس و مبارزه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و سرخوردگی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های ژان کریستوف اختصاص دارد که می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهد به محافل هنری راه یابد، پس دوستی هم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌فکر پیدا می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند که پیوسته با او به سر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌برد، بعدها مرگ این دوست، قهرمان کتاب را به ناامیدی و کناره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیری از جامعه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کشاند، به سوئیس می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رود و از شدت اندوه و ناامیدی دوره شکنجه روحی را می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گذراند و بعدها به خودکشی روی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آورد که به سبب نیروی جسمانی از آن زنده بیرون می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آید و به زندگی در آرامش کوهستان تن در می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهد و تعادل روحی را باز می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌یابد.»
کتاب ژان کریستف، به یک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌باره رومن رولان را بر سر زبان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها انداخت. او هر چند که نویسده بسیار معروفی بود، اما این کتاب کاری کرد که تمام دنیا از رومن رولان صحبت کنند .ژان کریسف امروزه به زبان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های مختلفی ترجمه شده است و پس از گذشت صد سال از انتشار این کتاب، همواره تجدید چاپ می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود و جز شاهکارهای ادبی دنیا محسوب می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود. رومن رولان با این کتاب اوج کار خود را به ثمر رساند و بعد از آن تنها به یک سری از مقاله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های هنری و سیاسی پرداخت .
با این حساب تنها می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توان این چنین گفت که رومن رولان نویسنده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای بود که تمام زندگی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اش را وقف ادبیات و هنر کرد و برای او نویسندگی تنها راهی بود که بتواند از زندگی پر فراز و نشیبی که در طول عمر تجربه کرده بود رهایی پیدا کند. رولان به جد نویسنده نادری در تاریخ ادبیات فرانسه و جهان است .او تمام زندگی خود را به نوشتن در باب هنر و ادبیات با دورنمای صلح سپری کرده است .تمام زندگی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اش را صرف آن کرد که بتواند میان اقوام گوناگون و ملت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های مختلف، نوای صلح را جاری کند و بتواند از صلح سخن بگوید .به همین دلیل است که بیشتر آزادی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهان دنیا از جملات رومن رولان در نوشته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و کتاب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شان بهره می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌برند و او را مظهر آزادی و صلح میدانند .
رمان ژان کریستف، در نویسندگی و تاریخ ادبیات فرانسه تحولات بسیاری به وجود آورد، از جمله آن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌که بسیاری از نویسندگان نظیر مارتین فرانسوی به پیروی از او رمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های طولانی و سریالی را به رشته تحریر در آورده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند. رومن رولان در تاریخ ۳۰ دسامبر ۱۹۴۴ دنیا را برای همیشه ترک گفت .

1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (No Ratings Yet)
Loading... امتیاز شما به این خبرقصه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *