صد سال به این سال‌ها

صد سال به این سال‌ها

نویسنده: محسن قصابیان
زمان: 05:20:53
توجه: Array
به اشتراک گذاری:
اشتراک گذاری
4.56
اپیزودهای این قصه
صد سال به این سال‌ها - قسمت اول
صد سال به این سال‌ها قسمت اول
صد سال به این سال‌ها - قسمت دوم
صد سال به این سال‌ها قسمت دوم
صد سال به این سال‌ها - قسمت سوم
صد سال به این سال‌ها قسمت سوم
صد سال به این سال‌ها - قسمت چهارم
صد سال به این سال‌ها قسمت چهارم
صد سال به این سال‌ها - قسمت پنجم
صد سال به این سال‌ها قسمت پنجم
صد سال به این سال‌ها - قسمت ششم
صد سال به این سال‌ها قسمت ششم
صد سال به این سال‌ها - قسمت هفتم
صد سال به این سال‌ها قسمت هفتم
صد سال به این سال‌ها - قسمت هشتم
صد سال به این سال‌ها قسمت هشتم
صد سال به این سال‌ها - قسمت نهم
صد سال به این سال‌ها قسمت نهم
صد سال به این سال‌ها - قسمت دهم
صد سال به این سال‌ها قسمت دهم
صد سال به این سال‌ها - قسمت یازدهم
صد سال به این سال‌ها قسمت یازدهم
صد سال به این سال‌ها - قسمت دوازدهم
صد سال به این سال‌ها قسمت دوازدهم
صد سال به این سال‌ها - قسمت سیزدهم
صد سال به این سال‌ها قسمت سیزدهم
صد سال به این سال‌ها - قسمت چهاردهم
صد سال به این سال‌ها قسمت چهاردهم
خلاصه:

«عاطفه» همسر «حبیب» روز بیست‌ونهم اسفند کلی کار بر سر شوهرش ریخت و حبیب نتوانست مایحتاج عید را از بازارچه بخرد.
آقای شایسته، صاحب‌خانه‌ی آن‌ها، پایش را توی یک کفش کرد که باید پول پیش خانه را زیاد کنند. درنتیجه هرچه داشتند و نداشتند را از آن‌ها گرفت و دیگر آن‌ها پولی برای خرید خودرو نداشتند.
آن‌ها «بابافرهنگ» و «باباعنایت»، پدرهایشان، را فرستادند تا با آقای شایسته صحبت کنند و مثلاً پادرمیانی کنند، ولی همه‌چیز به ضرر حبیب تمام شد.

1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (82 votes, average: 4,56 out of 5)
Loading... چقدر این کتاب رو دوست داشتید؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *