هزار سکه طلا

زمان: 00:13:03
به اشتراک گذاری:
اپیزودهای این قصه
هزار سکه طلا
خلاصه:

روزی «نصرالدین» با خداوند در حال راز و نیاز بود و از درگاه او طلب هزار سکه طلا می‌کرد. مرد طلافروشِ خسیسی که در همسایگی او زندگی می‌کرد، راز و نیاز نصرالدین با خداوند را شنید و تصمیم گرفت تا نقشه‌ای بکشد و نصرالدین را رسوا کند.

در این داستان کودکان می‌آموزند که هیچ گاه بدخواه کسی نباشند و همیشه مراقب رفتار و کردارشان باشند. چرا که فرد بدخواه، نتیجه رفتار زشتش را خواهد دید.

1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (No Ratings Yet)
Loading... چقدر این کتاب رو دوست داشتید؟

پاسخ دادن به فتانه لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نظرات

فتانه گفت:

سلام چرا برای مدتی نبودید؟؟اپلیکیشن از دسترس خارج میشه همش