نویسنده: والتر کمبوسکی
مترجم: ستاره نوتاج
ناشر: ققنوس
رمان «آخرش هم هیچ» در نتیجه جمعآوری خاطرات و آخرین اثر «والتر کمبوسکی» است که عزمی راسخ برای ارائه اطلاعاتی را که جمعآوری کرده بود دارد؛ این رمان داستان یک خانواده در پروس شرقی بین ژانویه و مه ۱۹۴۵ است. خانواده «فون گلوبیگ» زمانی ثروتمند بودند و در عظمت و شکوه در املاک «جورجنهوف» زندگی میکردند، مکانی قدیمی که دور از جبهه شرقی نیست.
رمان گاهی رویایی، با نثر ساده و بخشهای کوتاه فراوان ساخته شده است، جریانی آرام از ناراحتی فزاینده که بهطور پیوسته قویتر اما همیشه نادیده گرفته میشود. هیچکدام از شخصیتهای داستان نمیتوانند تصمیم رادیکالی برای رفتن بگیرند.
والتر کمبوسکی از جزئیات داستان مانند یک عبارت تکراری در موسیقی استفاده میکند و یک کیفیت موسیقایی نیز در حرکت کتاب بهعنوان یک کل، از آغاز آرام آن تا ساخت بیامان تا اوج چشمگیر آن وجود دارد. تکرار به طرز ماهرانهای وارد روایت میشود تا لحن را عمیقتر کند.
