نویسنده: گلندی وندرا
مترجم: سیدرضا حسینی
ناشر: آموت
«آنجا که جنگل و ستارهها به هم میرسند» داستان درباره دختربچهای مرموز است که به دو غریبه کمک میکند تا بتوانند باز عشق بورزند و به دیگران اعتماد کنند. روایت این اثر چنین است: «جوانا تیل بعد از مرگ مادر و بهبود یافتن سرطانش به دانشگاه باز میگردد تا با تحقیق درباره لانه-سازی گونهای پرنده در نواحی روستایی، مدرک دکترای خود را بگیرد. یک روز حوالی غروب وقتی جوانا خسته از کار طاقت فرسای روزانه به خانه خود بازمیگردد، دختربچهای را در حیاط خانه میبیند.
دختربچه میگوید که نامش «اورسا» است و از ستارهها آمده تا روی زمین پنج معجزه ببیند. جوانا حرفش را باور نمیکند و دختربچه را به برگشتن نزد پدر و مادرش تشویق میکند، اما در ادامه مجبور است او را به زندگی خودش راه دهد. جوانا از پسر جوان همسایه که از دیگران گریزان است، میخواهد تا در حل معمای دختر بچه مرموز به او کمک کند.
گلندی وندرا پرندهشناس و متخصص گونههای پرندههای در معرض خطر انقراض است. او اهل شیکاگوست اما در حال حاضر در نواحی روستایی کالیفرنیا در دل طبیعتی که عاشقانه دوستش دارد زندگی میکند. «آنجا که جنگل و ستارهها به هم میرسند» نخستین رمان این نویسنده است که تاکنون بیش از نیم میلیون نسخه از آن در سرتاسر جهان به فروش رسیده است. «نیویورک ژورنال آو بوکز» درباره این رمان نوشته است؛ «داستان زیبای وندرا به ما یادآور میشود که باید از فراز درختان به ستارهها نگاه کنیم و بگذاریم قدری نور به زندگیمان وارد شود.»
