خبر قصه

آن زن مرا صدا کرد


نویسنده: معصومه انصاریان
ناشر: شهرستان ادب


سال ۱۳۵۹ ایران را تصور کنید. شهرهای جنوب و غرب ایران، زیر آتش حمله‌های هوایی دشمن می‌سوزد و فریاد استمداد مردم جنگ‌زده به جایی نمی‌رسد. «آن زن مرا صدا کرد» داستانی است مربوط به پاییز ۱۳۵۹ و شهر اهواز، شهری که زیر آتش حمله‌‌‌‌‌‌‌هایی هوایی دشمن می‌‌‌‌‌‌‌سوخت.
مرضیه زنی است که در تهران زندگی می‌‌‌‌‌‌‌کند. خبری در شهر می‌‌‌‌‌‌‌پیچد که زن جوانی نیمه‌شب با صدای آژیر حمله هوایی از خواب بیدار شده است و دست‌پاچه، بالش را به جای کودکش در آغوش کشیده و از خانه بیرون زده است. تازه پس از اصابت موشک به خانه‌اش، می‌بیند که چه اشتباه بزرگی کرده و چه مصیبتی بر سرش آمده است. «آن زن مرا صدا کرد» در واقع، داستان مرضیه است پس از شنیدن خبر و احساس فراخوانده شدن. دیگر آشفتگی اجازه نمی‌دهد به زندگی عادی‌اش ادامه دهد و عزم جزم می‌کند برای رفتن به اهواز و یاریگری مردمانش به همراه دو تن از دوستانش. ادامه داستان ماجراهایی است که بر این سه زن می‌گذرد و نویسنده به خوبی توانسته است نقش اجتماعی زنان را در جامعه‌ای سنتی و درگیر جنگی همه‌جانبه، به تصویر بکشد.