خبر قصه

آگاتا کریستی /Agatha Mary Clarissa Miller

تورکی ـ دوون ـ انگلستان
۱۵ سپتامبر ۱۸۹۰ – ۱۲ ژانویه ۱۹۷۶

ماجرای اسرارآمیز در استایلز/ دشمن مخفی/ مردی با لباس قهوه‌ای/ قتل راجر آکروید/ چهار قدرت بزرگ/ راز قطار آبی/ راز سیتافورد/ قتل در قطار سریع‌السیر شرق/ تراژدی در سه پرده/ مرگ در میان ابرها/ قتل به ترتیب الفبا/ قتل در بین‌النهرین/ مرگ بر روی نیل/ قتل آسان است/ شرارتی زیر آفتاب/ ان یا ام/ جسدی در کتابخانه/ پنج خوک کوچک

مجموعه داستان‌‌‌ها
گناه مضاعف/ اولین پرونده‌های پوآرو

نمایش‌نامه
و سپس هیچکس نبود / تله موش

آگاتا کریستی نویسنده انگلیسی داستان‌های جنایی و ادبیات کارآگاهی بود. او با نام مستعار «مِری وستماکوت» داستان‌های عاشقانه و رومانتیک نیز نوشته‌است، ولی شهرت اصلی‌اش به خاطرشصت و شش رمان جنایی اوست. داستان‌های آگاتا کریستی، به خصوص آن دسته که درباره ماجراهای کارآگاه «هرکول پوآرو» یا «خانم مارپل» هستند، نه تنها لقب «ملکه جنایت» را برای او به ارمغان آوردند بلکه وی را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین و مبتکرترین نویسندگانی که در راه توسعه و تکامل داستان‌های جنایی کوشیده‌اند نیز معرفی و مطرح کردند.
در همان زمان‌های ابتدایی کار نویسنگی‌اش بود که شخصیت موسیو هرکول پوارو را خلق کرد؛ کارآگاه قد کوتاه، چابک و خودپسند بلژیکی با ظاهر و قیافه‌ای خاص که راز تمام جنایت‌ها را به کمک «سلول‌های خاکستری» مغزش بر ملا می‌کند و هم‌زمان زبان انگلیسی را مورد سخت‌ترین حملات و انتقادها قرار می‌ده.
در سال ۱۹۲۶ با انتشار «قتل راجر آکروید» به موفقیت بزرگ دست یافت. این رمان اثری درخشان با رمزگشایی حیرت‌آور بود که خواننده به علت فقدان شواهد و قرائن کافی در گشودن معمای داستان ناتوان می‌ماند. قاتل همان دکتر «شپارو» پزشک ساده‌لوح و قابل اعتماد دهکده است که خود راوی کل رمان می‌باشد.
آگاتا کریستی در هشتم دسامبر ۱۹۲۶ وقتی در سانینگ دیل واقع در برکشر زندگی می‌کرد به مدت ده روز ناپدید گردید و روزنامه‌ها در این مورد جار و جنجال فراوانی به پا کردند. اتومبیل او در یک گودال گچ پیدا شد و خود او را نیز نهایتاً در هتلی واقع در هروگیت یافتند. آگاتا اتاق هتل را با نام خانمی که اخیراً شوهرش اعتراف کرده بود با وی رابطه عاشقانه دارد کرایه کرده بود و در توضیح این ماجرا ادعا کرده بود که در اثر ضربه روحی ناشی از مرگ مادر و خیانت شوهر دچار فراموشی گردیده بوده‌است. در مورد این که آیا کل این ماجرا یک کار تبلیغاتی بوده‌است یا خیر، کماکان نظرات ضد و نقیض-اند. در سال ۱۹۷۹ این ماجرای ناپدید شدن، دست مایه فیلمی شد به نام آگاتا که در آن «وانسا ردگریو» در نقش آگاتا کریستی ظاهر می‌شود.
آگاتا کریستی در کتاب رکوردهای گینس مقام اول در میان پرفروش‌ترین نویسندگان کتاب در تمام دوران‌ها و مقام دوم (بعد از ویلیام شکسپیر) در میان پرفروش‌ترین نویسندگان در هر زمینه‌ای را به خود اختصاص داده‌است.
در سال ۱۹۵۵ آگاتا کریستی نخستین کسی بود که جایزه «استاد اعظم» را از «مجمع معمایی‌نویسان آمریکا» دریافت کرد. در همان سال نمایش نامه او به نام شاهد پرونده (Witness for the Prosecution) به‌عنوان بهترین نمایشنامه برنده جایزه ادگار گردید.
بیشتر کتاب ها و داستان‌های کوتاه او به فیلم درآمده‌اند که از آن میان می‌توان فیلم‌های «قتل در قطار سریع‌السیر شرق»، «مرگ در رودخانه نیل» و «قطار ساعت ۴:۵۰ پدینگتون» نام برد.
این موفقیت به راحتی قابل درک نیست، چرا که آگاتا کریستی تقریبا هیچ چیز واقعا جدیدی را به این ژانر ادبی نیفزوده است؛ او (به استثنای چند مورد) همان شکل‌های سنتی، قدیمی و کاملا انگلیسی را در آثارش حفظ و رعایت کرده است.
راز محبوبیت آگاتا کریستی احتمالا در این نکته نهفته است که وی مقوله‌ قتل در ادبیات جنایی را به میان شهروندان عادی جامعه آورد، آن‌را از حالت جنایی زننده و هولناک بیرون آورده و با تحلیل سرشار به آن شکلی زیبا بخشید بدون آن‌که از هیجان ضروری آن بکاهد. به گفته یکی از نزدیکانش قاعده موفقیت او را با این جمله می‌توان وصف کرد: «آگاتا کریستی در آثارش مستقیما کنجکاوی ذاتی و صادقانه ما انسان‌ها را مخاطب قرار می دهد.»