خبر قصه

ارنست همینگوی


ایلینوی – ایالات متحده آمریکا
۲۱ ژوئیه‌ ۱۸۹۹- ۲ ژوئیه‌ ۱۹۶۱

در زمان ما/ مردان بدون زنان/ برنده هیچ نمی‌برد/ خورشید همچنان می‌دمد/ وداع با اسلحه/ مرگ در بعد از ظهر/ تپه‌های سبز آفریقا/ برف‌های کلیمانجارو/ داشتن و نداشتن/ ستون پنجم – و چهل و نه داستان کوتاه/ زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند/ بهترین داستان‌های جنگ تمام زمان‌ها/ در امتداد رودخانه به سمت درخت‌ها/ پیرمرد و دریا/ مجموعه اشعار/ سه داستان و ده شعر

کتاب‌‌هایی که پس از مرگ ارنست همینگوی به چاپ رسیده‌‌اند:

با نام ارنست همینگوی/ داستان‌های کانزاس سیتی استار/ جزایر در طوفان/ حقیقت در اولین تابش/ تابستان خطرناک/ پاریس جشن بیکران

ارنست همینگوی یکی از برجسته‌ترین نویسندگان تاریخ ادبیات است. او توانست به معتبرترین جوایز ادبی مانند پولیتزر و نوبل، دست پیدا کند. همینگوی در مهم‌ترین وقایع تاریخی نظیر جنگ جهانی اول، جنگ جهانی دوم و جنگ داخلی اسپانیا حضور داشته است و آثارش متأثر از این وقایع است.
او اولین فرزند خانواده بود و پدرش نیز پزشک بود. در مدارس عمومی درس خواند و در دبیرستان نویسندگی را آغاز کرد. پس از فارغ‌التحصیلی از دبیرستان، دیگر تحصیلات خود را در دانشگاه ادامه نداد و به‌جای تحصیل در دانشگاه ترجیح داد خبرنگار یک روزنامه شود.
با شروع جنگ جهانی اول بارها تلاش کرد تا به خدمت ارتش درآید اما از آنجایی که چشمان ضعیفی داشت، ارتش این اجازه را به او نمی‌داد. در نهایت او تصمیم گرفت تا به عنوان راننده‌ آمبولانس صلیب سرخ آمریکا در جنگ حاضر شود. زمانی که ارنست همینگوی هنوز نوزده ساله نشده بود، در شهری در ایتالیا مجروح شد. پس از آن به بیمارستانی در میلان منتقل شد. عاشق پرستار آن بیمارستان شد و با او ازدواج کرد. بعد از آن‌که در خانه بهبودی کامل خود را به دست آورد، دوباره به کار نویسندگی پرداخت، و همچنین به عنوان خبرنگار خارجی یک نشریه به فرانسه می‌رفت. در آن سال‌ها نویسندگان آمریکایی بزرگی در پاریس زندگی می‌کردند.
ارنست همینگوی مشوقان مشهوری داشت. نویسندگان بزرگی چون «اسکات فیتز جرالد» او را به نوشتن تشویق می‌کردند. در سال ۱۹۲۵ توانست اولین کتاب مهم خود با نام «در زمان ما» را منتشر کند. این کتاب مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه بود. دومین کتاب با نام «خورشید همچنان می‌دمد» موفقیت چشمگیری برای او به همراه داشت. همینگوی در پاریس زندگی می‌کرد، اما برای کارهای مختلفی چون اسکی، ماهی‌گیری و گاوبازی به دیگر نقاط جهان سفر می‌کرد. همین فعالیت‌ها تجارب مهمی برای نویسندگی او بود. او عاشق اسپانیا و مسابقات گاوبازی بود. این اشتیاق او در داستان «مرگ در بعدازظهر» مشخص است.
در زمان جنگ داخلی اسپانیا چهار بار به این کشور سفر کرد. او که در این جنگ از جمهو‌ری‌خواهان حمایت می‌کرد، با پشتیبانی‌های مالی خود سعی می‌کرد که این گروه را در برابر ملی‌گرایان به رهبری ژنرال فرانکو به پیروزی برساند. تجربه جنگ اسپانیا باعث شد تا همینگوی شاهکار خود، رمان «زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند» را بنویسد. این کتاب از نظر بسیاری از منتقدان بهترین کتاب ارنست همینگوی است.
با آغاز جنگ جهانی دوم به لندن رفت و در آنجا به عنوان خبرنگار کار کرد. همچنین در برخی از فعالیت‌های نظامی نیز شرکت کرد. همچنان که آتش جنگ در اروپا شعله‌ور می‌شد، به کوبا رفت و در سال‌های منتهی به انقلاب کوبا در این کشور زندگی کرد. در این مدت کتاب «پیرمرد و دریا» را در سال ۱۹۵۲ نوشت. شخصیت اصلی این رمان پیرمردی کوبایی است. ارنست همینگوی برای این کتاب جایزه‌ی پولیتزر را در سال ۱۹۵۳ دریافت کرد. همچنین این کتاب باعث شد که او جایزه‌ نوبل ادبیات را نیز به دست بیاورد.
در سال ۱۹۶۰ به آمریکا برگشت. در ابتدا سعی کرد فعالیت‌های ادبی و سیاسی خود را مانند قبل ادامه دهد، مدتی هم موفق بود اما پس از مدتی مشکلاتی برای او ایجاد شد. او دچار اضطراب و افسردگی شدید شد، به حدی که دو بار در بیمارستان بستری شد. پزشکان تلاش کردند که او را از طریق شوک‌درمانی بهبود دهند اما دو روز بعد، زمانی که به خانه برگشت، با اسلحه به خود شلیک کرد و به زندگی‌اش پایان داد. ارنست همینگوی در دوم ژوئیه سال ۱۹۶۲ درگذشت.