نویسنده: هرمان ملویل
فیلمنامه: رابرت راسن و پیتر اوستینوف، دویت بودن
کارگردان: پیتر اوستینوف
بازیگران: رابرت رایان، ترنس استامپ، پیتر اوستینوف، ملوین داگلاس، رانلد لوئیس، دیوید مکالم، جان نویل، پُل راجرز، لی مانتاگیو
«یلی باد» آخرین اثر ملویل است، اثری که بارها از آن اقتباس شده، چه در تئاتر و چه در سینما، حتی یک مجموعه تلویزیونی نیز از روی آن ساخته شده است. فیلم مورد نظر این نوشته، اقتباسی است که پیتر یوستینوف از این اثر داشته. یوستینوف بازیگر توانای سینمای انگلیس و جهان با ساخت «بیلی باد» درخشانترین اثر از این اقتباس را ارایه میدهد. وی بیش از هر کارگردانی به اثر وفادار مانده است. داستان این فیلم درباره جوانی به نام ویلیام، ملقب به بیلی باد است که نقش آن را ترنس استامپ بازیگر جوان بازی میکند. این ملوان جوان و معصوم که در یک کشتی تجاری به کار مشغول است، طبق قوانین دوران جنگ انگلیس، به جبر از کشتی تجاری به یک کشتی جنگی منتقل میشود.
معصومیت، سادگی، توانایی و مهربانی این ملوان جوان باعث میشود، بین ملوانان، خدمه، افسران و حتی ناخدای کشتی محبوب شود. تنها «کلا گارت» سر ملوان خشن، با او رابطه خوبی ندارد. کلا گارت، ملوان بیماری را با زور روی یکی از دکلها میفرستد. بیلی باد جوان وقتی ناتوانی ملوان را روی دکل میبیند به کمک او میرود، اما نمیتواند به ملوان کمک کند. او از روی دکل پرت شده و بر کف کشتی میمیرد. وقتی ناخدا که نقش آن را «پیتر یوستینوف» بازی میکند، از ملوانان علت را جویا میشود، همه آنان از ترس کلا گارت مهر سکوت بر لب میزنند. زمانی که کلا گارت لبخند سرد پیروزی همیشگیاش را بر لب میآورد، بیلی باد ساده و شجاع، به ناخدا اصل ماجرا را میگوید. کلا گارت کینه او را بیش از پیش به دل گرفته و در صدد انتقام بر میآید. کلا گارت بیلی را به آشوبطلبی متهم میکند، بیلی که زبانش لکنت دارد ناتوان از حرف زدن، در یک لحظه ناخودآگاه مشتی بر صورت کلا گارت میزند که سر وی به دکل خورده و با لبخند سردی پیش چشم همه از دنیا میرود.
ناخدا با حضور افسران کشتی دادگاهی را برای محاکمه بیلی برپا میکند، همگان تصور میکنند وی تبرئه خواهد شد، حتی همه افسران نیز حکم به برائت بیلی میدهند، اما ناخدا علی رغم میل باطنی، با تکیه بر قوانین دوره جنگ، افسران را متقاعد یا وادار میکند حکم به محکومیت، یعنی اعدام بیلی باد دهند.
بیلی باد هرچند دارای قصهای محکم و گیراست و کارگردان، فیلمبردار و باقی عوامل آن نیز حرفهای عمل کردهاند، اما چون محور قصه بیلی باد است، باید بیشتر از همه به چشم آید، زیرا اگر بازیگر مورد نظر نتواند نقش را به خوبی اجرا کند، کل کار از دست خواهد رفت. پیتر یوستینوف کهنه کار که به این امر به خوبی واقف است، تمام هم و غم خود را میگذارد تا بازیگری توانا، جذاب و جوان بیابد تا از عهده نقش محوری و سنگین بیلی باد برآید. پس از جستوجوهای فراوان ترنس استامپ جوان و ناآشنا را کشف میکند. ترنس جوان نیز الحق از عهده کار بر میآید. او توانست با قدرت شخصیت ساده اما چند بعدی بیلی باد را برای مخاطبان باورپذیر کند. وی توانست، زیبایی، سادگی، معصومیت و عدالت خواهی بیلی باد را به نحو احسن به نمایش بگذارد.
فیلمبرداری خوب رابرت کراسکر و نماهای بسته زیبایی که از بیلی باد به تصویر کشیده به گیرایی این کاراکتر کمک شایانی کرده است. هرچند که بیلی باد فیلمی قصه محور است، اما بدون یک بیلی باد جذاب و توانا هرگز نمیتوانست اثر خوبی از کار دربیاید.
سیدرضا اورنگ
