سوسهکی ناتسومه، نویسنده مشهور ژاپنی، با داستان «رازهای هیساکو» به ما یادآوری میکند که رازها بخش مهمی از زندگی هستند. در دوران دانشآموزی، کلاس انشا برای من بهترین کلاس بود. همیشه با اشتیاق منتظر موضوعات آزاد بودم تا بتوانم به راحتی بنویسم. اما روزی معلم موضوع انشای ما را روی تخته سیاه نوشت: «رازهایمان».
این موضوع برای من چالش بزرگی بود. نوشتن درباره رازها دشوار است؛ زیرا نوشتن در مورد آنها به معنای فاش کردنشان است. در آن روز، برای اولین بار بدون انشا در کلاس حاضر شدم. معلم که صدایم زد، زیر لب گفتم: «چیزی ننوشتم…»
داستان «رازهای هیساکو» درباره دختری به نام هیساکو است که در دوسالگی پدرش را از دست داده است. اکنون که سیزده ساله است، معلم از آنها خواسته تا انشایی درباره پدرشان بنویسند. هیساکو مجبور است درباره پدربزرگش بنویسد، هرچند که او هرگز نمیتواند جای پدرش را پر کند. در روز تولدش، هیساکو با یک هدیه ناشناس رو به رو میشود و به همراه دوستش فوسا تصمیم میگیرند راز این هدیه را کشف کنند.از هیساکو در بیاورید، داستان رازهای هیساکو را گوش کنید…
