نویسنده: ناصر کوشان
ناشر: نشر افراز
نمایشنامه «راز مکتوم اندرونی» دربارهی ماجرای قتل «بهرام اتابک» صدراعظم حکومتی است که به فرمان «ملکشاه» کشته میشود.
نمایش از آنجا شروع میشود که در غروبی که کسوف شده است «کاتب خیالانگیز» سوار بر دوچرخه با خورجینی پر از کتاب و کیفی پر از مراسلات جلوِ مهمانخانهای متروک میایستد تا قاصدی نامههایی محرمانه را به دستش برساند.
نویسنده با نگارش این اثر کوشیده است علاوه بر نشاندادن موقعیتهای دراماتیک، رازهای اندرونی آن زمان را به شیوهای ملموس و باورپذیر نشان دهد. بنابراین، در این داستان با روایتی سروکار داریم که در آن نه رخداد، بلکه درک ما و میزان دانش ما از آن رخداد حائز اهمیت است. ازاینرو، برای ساخت مایهی روایی نمایشنامه و کشف حقیقت، وارد قصر «ملکشاه» میشویم. در این قصر شخصیتها اعم از ملکشاه، عصمتالدوله، بهراماتابک، غنیمت و کاتب خیالانگیز، هریک به سهم خود، ساختار نمایشنامه را میسازند.
هدف نویسنده از انتخاب این موضوع این است که تاریخ را همچون آینهای برای منعکسکردن بحرانهای اجتماعی زمانهی خود نشان دهد تا خواننده را تحت تأثیر قرار دهد و فاصله را به گذشته نزدیک کند و مهمتر از همه آنکه «تفکر انتقادی» را برجسته سازد.
