نویسنده: کارلوس روییث ثافون
مترجم: علی صنعوی
ناشر: نیماژ
«زندانی آسمان» قسمت سوم از چهارگانه «گورستان کتابهای فراموششده» است. ثافون در این رمان مقدمهای رازآمیز فراهم میکند تا ذهن خواننده را برای ورود به فضای دگرگون و غیرقابل تصور جلد چهارم و نهایی مجموعه «گورستان کتابهای فراموششده» آماده کند.
داستان «زندانی آسمان» در بارسلون سال ۱۹۵۷ اتفاق میافتد. ایام کریسمس است و خانواده سمپره با وجود رونق کم بازار فروش کتاب و فضای بیروح جامعه فرانکوزده اسپانیا دلایل خود را برای شاد بودن در آغاز سال نو دارند: اضافه شدن کودکی به نام خولیَن به جمع کوچک خانوادگی آنان و نیز ازدواج قریبالوقوع دوست و همکارشان رومِرو دِتورس. اما در این میان ورود مردی غریبه و مرموز به کتابفروشی و تقاضای عجیب او و فاش شدن رازهایی مهیب که بهمدت دو دهه در گذشته تاریک شهر خفتهاند، همهچیز را تحتالشعاع خود قرار میدهد.
در بخشی از کتاب میخوانیم: «اگر قرار باشه که در این عصر سلاخی و کشتار انسانها، عطر خاصی مُد بشه، همون بوی گندِ دروغگویی و تعفنِ جرم و جنایات، که حالا در لباسی مُبَدَل، در قالب هزار نام ادبی خوشایند و با شکل و ظاهری متفاوت بهخورد مردم داده میشه، خیلی هم مناسب و برازندهی دنیای این روزهاست.»
