بوشهر ایران
۱۴ تیر ۱۲۹۵ – ۱۳ ژويه ۱۹۹۸
مجموعه داستان
خیمهشببازی /انتری که لوطیاش مرده بو /روز اول قبر /چراغ آخر
داستان کوتاه
عمر کشون /قفس
رمان
تنگسیر /سنگ صبور
ترجمه
آدمک چوبی (پینوکیو) ( کارلو کلودی) /غراب (ادگار آلن پو) /مهپاره (داستانهای عشقی هندو)
صادق چوبک از آن دسته نویسندگانی است که اهمیت و تأثیرش از یک اثر فراتر رفته و به یکی از نامهای مهم در داستان معاصر فارسی تبدیل شده است. او که صاحب آثار شناختهشدهای چون تنگسیر، انتری که لوطیاش مرده بود و سنگ صبور است، در کنار چهرههایی مانند صادق هدایت و بزرگ علوی از پیشگامان داستاننویسی نوین در ایران به شمار میرود.
چوبک سال ۱۲۹۵ در بوشهر و در خانوادهای متمول و تاجر به دنیا آمد؛ اما راه پدر را ادامه نداد و دلبسته ادبیات شد. او در سال ۱۳۱۴ به تهران آمد و در کالج آمریکایی تهران تحصیل کرد. بعدها در وزارت فرهنگ استخدام شد، اما در تمام طول عمرش نویسندگی شغل اصلی او بود. او همچنین با زبان انگلیسی آشنا بود و در ترجمه نیز دستی داشت. شعر معروف «کلاغ» از «ادگار آلن پو» از ترجمههای اوست. به نظر میرسد چوبک در داستاننویسی از آلن پو تأثیر پذیرفته است؛ چنان که رضا براهنی قصههای او را «تلفیقی از تکنیک داستاننویسی ادگار آلن پو و تکنینک داستانهای کوتاه قرن نوزده روسیه» میداند.
داستان کوتاه فارسی به شکل کنونیاش با تلاشهای افرادی مانند صادق چوبک عمق و گسترش یافت و توانست جایگاه خود را در ادبیات تثبیت کند. چوبک، هدایت و علوی داستان کوتاه فارسی را به مثابهی یک ژانر ادبی در ایران قوام بخشیدند و از اولین کسانی بودند که از قصه فاصله گرفته و داستاننویسی به شیوهی مدرن را دنبال کردند. آثار آنها اغلب در سبکهای رئالیسم (واقعگرایی)، ناتورالیسم (طبیعتگرایی) و مدرنیسم خلق شدهاند که در این بین صادق چوبک ابتدا واقعگرا و بعدها بیشتر طبیعتگرا بود.
از ویژگیهای اصلی آثار چوبک میتوان به گردش ماهرانه زاویه دید اشاره کرد. او از زاویه دید دانای کل کمتر استفاده کرده و از شیوه چرخش راوی در داستان کمک میگیرد. نکته بدیع دیگر – که در آثار صادق هدایت نیز دیده میشود – راویِ حیوان یا حیوانِ راوی است که ویژگی غریبی به آثار چوبک داده است. چوبک همچنین توصیفات دقیق و موشکافانهای از موقعیتهای داستان ارائه میدهد؛ قلم او مانند دوربینی گرداگرد صحنه میگردد و تمام جزئیات را به وضوح نمایش میدهد. چوبک در طول حیات ادبی خود بیش از هرچیز به داستان کوتاه پرداخت. او نویسندگی را با مجموعه داستان خیمهشب بازی در سال ۱۳۲۴ آغاز کرد و بعدها با نوشتن مجموعههایی مثل روز اول قبر، انتری که لوطیاش مرده بود و چراغ آخر ادامه داد. دو رمان تنگسیر و سنگ صبور نیز از آثار مهم اوست. تاکنون منتقدان بزرگی چون حسین پاینده، رضا براهنی، محمدعلی سپانلو، علیاکبر کسمایی و … به نقد و بررسی آثار او پرداختهاند.
صادق چوبک با کتاب خیمهشببازی به مخاطبان داستان فارسی معرفی شد و با این کتاب به نوعی اعلام کرد که قصد دارد به عنوان داستاننویسی واقعگرا و گاه طبیعتگرا فعالیت کند. کتاب شامل یازده داستان کوتاه از جمله «نفتی»، «گلهای گوشتی»، «عدل»، «زیر چراغ قرمز»، «مردی در قفس»، «در آخر شب» و… است. لحن و زبان کتاب صریح و گاه تلخ است؛ به طوری که ممکن است گمان کنیم نویسنده تعمداً زشتیها را به تصویر میکشد، اما او تنها واقعیتهای پیرامونش را همانگونه که میبیند، روایت میکند. پیرنگ تکرارشونده اغلب داستانهای این مجموعه مرگ و بیاهمیتی مرگ در برابر مسائل روزمره است که از طریق آن به نوعی به پوچی زندگی اشاره میشود. انتری که لوطیاش مرده بود را شاید بتوان مشهورترین کتاب صادق چوبک دانست. مهمترین داستان این مجموعه که نام کتاب نیز برگرفته از آن است، داستان بوزینهای به اسم مخمل است که یک روز صاحبش را مرده و خود را آزاد و رها میبیند. اتفاقاتی که پس از این آزادی اجباری برای او رخ میدهد باعث میشود در نهایت او به صاحب مرده خود پناه ببرد. این داستان را با سگ ولگرد صادق هدایت و دیگر داستانهای مشابه آن مقایسه میکنند که در آن شخصیت اصلی، یک حیوان و یا به تعبیر دقیقتر حیوانی جز انسان است. توصیفات چوبک نسبت به دیگر آثار مشابه بسیار دقیقتر و جزئیتر است. «سگ ولگرد هدایت در برابر این قصه، بدون شک در سطحی پایینتر قرار میگیرد. حتی در تمام قصههایی از چوبک که در آنها حیوانها نقشی دارند مثل «مردی در قفس» و «آتما سگ من» و «گرگها»، باز توصیف حالات غریزی یک حیوان به این درجه از دقت و سرعت و صراحت بیان نشده است. گویی نویسنده در جسم و روح انتر حلول کرده و از دیدگاه غرایز او جهان هستی را از نظر گذرانده است.»
زبان این قصه متناسب با فضای کلی حاکم بر داستان انتخاب شده است. نویسنده با انتخاب جملات کوتاه و افعال زیاد به قصه ضربآهنگی تند داده است که با شخصیت اصلی داستان یعنی بوزینه تناسب دارد؛ به طوری که جَستوخیزهای مداوم و غریزی این حیوان را در ذهن خواننده مجسم میکند.
در میان تمام آثار چوبک تنگسیر براساس واقعیت نوشته شده است؛ داستانی محلی که دهانبهدهان میان مردم بومی گشته و تا به امروز حفظ شده است. زائرمحمد جوانی سادهدل و از یاران رئیسعلی دلواری است که با همسر و فرزندانش زندگی آرامی دارد؛ آرامش قبل از طوفان. زندگی او زمانی دستخوش تغییر میشود که افرادی با دغل و حیله سرمایه او را بالا میکشند و زائر محمد از راه شرع و قانون راه به جایی نمیبرد. سرانجام او در عملی قهرمانانه تصمیم میگیرد شخصاً حقوق پایمالشدهاش را بازستاند و با انتقام شخصی در مقابل ظلم آشکار ایستادگی کند. داستان این انتقام دهانبهدهان میان مردم میچرخد و شهر که فضایی استعمارزده و تحت ستم دارد از این اتفاق استقبال و زائر محمد را – که اکنون با نام شیرمحمد شناخته میشود – به قهرمانی مردمی تبدیل میکند.
چوبک در این داستان شیوهی معمول خود را رها کرده و به سراغ داستان بلند رفته است. زبان توصیفگر و عینی او که مانند یک دوربین فیلمبرداری عمل میکند و شیوه استفاده از زاویه دید قصه، از نقاط قوت تنگسیر است. قصه زائرمحمد را بعدها رسول پرویزی در کتاب شلوارهای وصلهدار در قالب یک داستان کوتاه آورده است؛ اما چوبک با توصیفات دقیق و بدیع، شخصیتپردازیهای گویا و زبانی متناسب و گیرا از این قصه، رمانی خواندنی ساخته است.
چوبک در تمامی آثارش سبکی غیرشخصی دارد؛ به این معنا که همواره با خلق شخصیتهای متعدد و متنوع داستانهایش را به پیش میبرد و مخاطب را به سمت ارائهی دیدگاه شخصی سوق نمیدهد. در آثار چوبک قهرمان و دغدغههایش مقدم بر دغدغههای نویسندهاند. فقر و تنگدستی، تنهایی، مرگ و بیعدالتی دیگر مضامین اصلی آثار اوست. او به رعایت یکدستی و تناسب فرم و محتوا توجه دارد و ساختار زبانی خود را متناسب با موضوع اثر انتخاب میکند. صادق چوبک به راستی از بزرگان تاریخ ادبیات معاصر ماست. اندوخته گسترده لغات و زبان منحصربهفرد، توصیفات دقیق و بدیع، صراحت لهجه، زاویهی دید مناسب و انتخاب موضوعات اجتماعی و فرهنگی از ویژگیهای آثار اوست.
شیرین زارعپور
