آورین پینتو واگنر
نگرانی یا وسواس فکری مختص بزرگسالان نیست. بسیار کودکانی هستند که بار سنگین وسواس فکری را بر دوش می-کشند و گاهی با عدم درک اطرافیان مواجه میشوند.
وسواس فکری در کودکان علاوه بر ایجاد اختلالات جدی در روند زندگی معمولی کودک، بسیار ناتوان کننده و آزاردهنده خواهد بود. بنابراین لازم است مادر و پدر و مربیان کودک تمام تلاش خود را در جهت رفع وسواس فکری او بهکار برند. کودک بهتدریج و با بزرگ شدن وسواس فکری را میشناسد و ممکن است با آن کنار بیاید چون احتمالا این مشکل طولانی مدت خواهد بود. برای درمان ریشهای، عمقی و وسواس فکری در کودکان علاوه بر مراجعه به متخصص استفاده از ابزارهای درمانی خاصی پیشنهاد میشود. از آنجا که ابزار شناختی کودک محدود است، از نقاشی، تخیل، بازی درمانی، قصه درمانی و قصهخوانی برای این منظور کمک گرفته میشود. نه بهخاطر اینکه اضطراب را ریشهکن میکنند، بلکه به این دلیل که به کودک یاد میدهیم برای اضطرابها و وسوساسهای فکری خود از چه راهکارهایی استفاده کند.
«عبور از تپه نگرانی» داستان پسری به نام کیسی است. کیسی به اختلال وسواس فکری مبتلا است. و این مسئله بارها و بارها برایش ایجاد مشکل کرده است. مادر، پدر و مشاورین کیسی برای رفع این مشکل به او کمک میکنند. کیسی این کار را مانند بالا رفتن از یک تپه با دوچرخه انجام میدهد.
در قمستی از این داستان میشنویم:
«کیسی به بشقابش نگاه کرد، هفت تکه از کیکش مانده بود. باید همه آنها را که به ترتیب معینی هم بود و به نظرش درست بود، تمام کند. بنابراین آرام را خود گفت: من نمیتونم تندتر از این بخورم. باید همینطوری اونا رو تموم کنم. دونه دونه… جینی به او خندید و گفت: زود باش کیسی. شب شده. نمیتونی زودتر بجنبی فسفسو!! امروز صبح دیدمت تو اتاقت داشتی چیزهایی رو دستمالی میکردی و میشمردی. تو کارهای عجیب و غریبی میکنی کیسی!!!
کیسی خیلی ناراحت شد. صبحانهاش رو درست زمانی تمام کرد که اتوبوس سر ساعت همیشگیاش رسید. کیسی برای اینکه مطمئن شود تمام کتابها و وسایلش را در کیف مدرسهاش گذاشته، باید دوباره به کیفش نگاه میکرد و تمام کتابها، مدادها و پاککنهایش را میشمرد.»
اگر شما کودکی با اختلال وسواس فکری دارید، شنیدن این داستان برای کودک شما توصیه میشود. بهتر آنکه خودتان نیز همراه کودکان داستان را بشنوید.
