نویسنده: علیرضا بهنام
ناشر: سیب سرخ
«علیرضا بهنام» شاعر، نویسنده و پژوهشگر ادبی گفته است: «مارپیچ سیاه» دومین مجموعه داستانی است که از من منتشر می-شود. مجموعه قبلی با عنوان «حلقهای که ما بودیم» در سال ۹۲ توسط انتشارات «امرود» منتشر شده بود. این کتاب مشتمل بر هشت داستان کوتاه است که در فاصله سالهای ۹۲ تا ۹۸ نوشتهام. داستانهای مجموعه «مارپیچ سیاه» طیف گستردهای از دغدغههای اجتماعی این سالهای مرا در بعد مفهومی نمایش میدهند. از مساله مهاجرت تا مشکلات زندگی طبقه متوسط و از آزادی بیان تا موقعیت انسان معاصر در میانه بحران. همه این مقولات به علاوه گوشههایی از زندگی این سالهای انسان ایرانی مضامین داستانهای این کتاب را تشکیل میدهند.
علیرضا بهنام درباره جان مایه و فضای داستانی این مجموعه گفت: در این داستانها تکیه روایت بر ایجاد بینامتنیت با متنهای دیگر است. حال این متنها میتوانند هر چیزی باشند. از تبلیغ یک محصول صنعتی متنی درباره نظریه مجموعهها. آنچه در این مجموعه برایم مهم بوده تغییر ارزش روایی پارههای داستانی با وارد شدن اطلاعات جدید فرامتنی است.
در بخشی از یک داستان این مجموعه میخوانیم:
آوازهخوان فریاد بلندی میکند و حفرهای که روی صندوق بزرگ است را باز میکند و به درون آن میخزد در حالی که جنازه ناجی را دنبال خود میکشد. زندانیان در حالی که دیوانهوار آواز میخوانند به دنبال او میروند گویی آنها خود را از دنیا به بیرون پرت میکنند. وقتی که آخرین محکوم از نظر ما ناپدید شد در جعبه بسته میشود، سکوتی ناگهانی حکمفرما میشود پس از آن لحظهای از پشت جعبه دود سیاه غلیظی به صورت مارپیچ به هوا میرود.»
