منیرو روانیپور
یکی از نویسندگانی که تحول چشمگیری در ادبیات داستانی ایران به وجود آورده، منیرو روانیپور است که در آثار خود رئالیسم یا واقعگرایی و بهویژه رئالیسم جادویی را به کار گرفته است. از طرفی به دلیل پرداختن به ادبیات فولکلوریک جنوب و خلق صحنههای واقعی و کاربرد ضربالمثلها کنایهها و عبارات بومی به عنوان یک نویسنده فولکلور شناخته شده است.
داستانها و رمانهای منیرو روانی پور اغلب براساس تجربهها و سفرهای دور و دراز او و قدرت تخیلی است که از کودکی با آن دمخور بوده. در نوشتههای او خیلی وقتها تخیل و واقعیت قابل تفکیک نیستند و زندگی در بیشتر داستانهایش درعین واقعیت در جهانی جادویی و سوررئال میگذرد.
یکی از ویژگیهای مهم روانیپور استفاده از امکانات اینترنتی است. او با استفاده از فیسبوک و توییتر و بلاگهای متعدد با خوانندگانش در سراسر دنیا ارتباط برقرار کرده. او در بیشتر کشورهای جهان داستان خوانی و سخنرانی داشته و همچنان به سفر و حضور در مجامع ادبی ادامه میدهد.
تم اصلی داستانهای روانیپور مبارزه آدمی با ناکامیها ومصائب اجتماعی و طبیعی است و سرفراز بیرون آمدن از آتش سختیهاست.
«ما فقط از آینده میترسیدیم» یکی از بهترین آثار منیرو روانیپور است. گویی برای انسان امروز با تمام دغدغههایش نوشته شده است.
در بخشی از این داستان میخوانیم:
«ده روز همانطور میایستادیم و نگاه میکردیم. هیچکس نمیدانست چه میکشد؛ اما همیشه نگاه میکردیم بلکه پرده تکانی بخورد و خورد. دیگر هرروز یک ربع به سه میآمدیم، کنار کتابفروشی میایستادیم و حتی گاهی زودتر راهمان را کج میکردیم تا به قهوهخانه برسیم و چایی در قهوهخانه بخوریم. مزه چای آنجا هم عوض شده بود. دیگر کسی در خانهاش چای نمیخورد؛ و درست شانزده دقیقه به سه از قهوهخانه بیرون میآمدیم و میایستادیم همانجایی که باید ایستاده باشیم.
آن روز پرده را کنار زد. روز یازدهم. دیدیم که تابلوش را از روی سهپایه برداشت. بوم دیگری روی آن گذاشت و بیآنکه پرده را بکشد روی صندلی نشست. ناباور به هم نگاه کردیم، چشمان همه ما برق میزد انگار از عذابی گران راحت شده بودیم، بلند بلند نفس میکشیدیم و زیرچشمی به آنجا نگاه میکردیم.»
