نویسنده: زهرا مظاهری
ناشر: انتشارات حماسه یاران
«هر روز معجزه تازهای اتفاق میافتد» جلد دوم از مجموعه «جوانه» است. این کتاب روایت خانوادههای درگیر ناباروری است که سبک زندگیشان با نبود فرزند تغییر میکند؛ زن و شوهری که اصلاً بچهای ندارند یا مادر و پدر و تک فرزندی که در حسرت خانواده بزرگتر به سر میبرند و مشکل ناباروری ثانویه اینلذت را از آنها میگیرد. این مشکل، در ظاهر چیزی را تهدید نمیکند و آنها میتوانند ایندرد را فراموش کنند و زندگی را ادامه بدهند. اما زندگیشان دیگر معمولی نخواهد بود.
روایتهای این کتاب، قصه تلاش، امید، ناامیدی، دردهای روحی و جسمی و هزینههای مالی و روانی تحمیل شده به زنان و مردان در این راه هستند که از زبان زنان روایت میشوند و بیشتر به مشکلات آنها میپردازند.
بخش اول روایتها، مربوط به قصههای ناباروری اولیه هستند و از زبان زنانی روایت میشوند که در سالهای اخیر با اینمشکل روبرو بودهاند. سالهای طلایی اولیه زندگی مشترک، در هر یک از قصهها به دلیلی از دست رفته و صبر یا اهمال یا بهانهها و شرایط مختلف، حسرت عمیقی را بر جان اینزنان گذاشته که برای مادر شدن حاضر به انجام کارهای سخت شدهاند.
بخش دوم روایتها هم درباره زنانی است که نعمت مادری را چشیدهاند اما به دلایل مختلف، از تکرار این لذت محروم ماندهاند. شاید زمانی که خدا میخواسته، آنها نخواستهاند و حالا که با اشتیاق آن را طلب میکنند، خدا برایشان نمیخواهد. گاهی هم شرایط زندگی، موقعیت نامناسب یا حتی سهل انگاری، آنها را از رسیدن به آرزوی داشتن فرزندان بیشتر، بازداشته است.
