نویسنده: مهدیه احمدی
ناشر: نشر آداش
«هورزاد» دختری دامپزشک است. پدرش تلاش دارد او را مجاب کند تا به خارج از ایران مهاجرت کند. او دلیل کار خود را امنیت هورزاد و حفظ جان او بیان میکند. هورزاد با این تصمیم پدر مخالف است. تو که همواره ترس از وابستگی دارد، از عشق دوری میکند. اما در روز تولد دوستش با فردی آشنا میشود که احساساتش را قلقلک میدهد.
اتفاقاتی در زندگی هورزاد میافتد که زندگی او را دستخوش تغییراتی میکند و گاهی غم و گاهی لبخند را مهمان روزگارش میکند. هورزاد در زندگی با چالشهای زیادی روبهرو میشود. داستان هورزاد قصه این چالشها است.
