پیمان شیخی
«هم اكنون كه حرفه پزشكی را برای خود اختيار میكنم با خود عهد میبندم كه زندگیام را يكسره وقف خدمت به بشريت نمايم و احترام و تشكرات قلبي خود را به عنوان دين اخلاقی و معنوی به پيشگاه اساتيد محترم تقديم میدارم و سوگند ياد میكنم وظيفه خود را با وجدان و شرافت انجام دهم. اولين وظيفه من اهميت و بزرگ شماری سلامت بيمارانم خواهد بود. اسرار بيمارانم را هميشه محفوظ خواهم داشت. شرافت و حيثيت پزشكی را از جان و دل حفظ خواهم كرد. همكاران من برادران و خواهران من خواهند بود. دين، مليت، نژاد، عقايد سياسی و موقعيت اجتماعي هيچگونه تأثيری در وظايف پزشكی من نسبت به بيمارانم نخواهد داشت. من در هر حال به زندگی بشر كمال احترام را مبذول خواهم داشت و هيچگاه معلومات پزشكیام را برخلاف قوانين بشری و اصول انسانی بهكار نخواهم برد. آزادانه به شرافت خود سوگند ياد میكنم آنچه را كه قول دادهام، انجام دهم.»
آنچه خواندید متن سوگندنامهی بینالمللی پزشکی است. در سرتاسر دنیا فارعالتحصیلان رشتهی پزشکی هنگام دریافت مدرک اتمام دورهی خود ملزم هستند این متن را بخوانند و به آن وفادار باشند.
داستان «پزشک متعهد» بهنوعی یادآور این قسمنامه است. پرویز که از ضعف عمومی و مشکلات معده رنج میبرد، مدتی است که در بیمارستان بستری شده است. پزشکان برای نجات او تلاشهای زیادی کردهاند اما به نتیجهی دلخواه نرسیدهاند. مهری خواهر پرویز بیتاب از رنجی که برادرش میکشد با خواهش و التماس از نگهبان بیمارستان نشانی خانهی رییس بیمارستان را میگیرد. و در تاریکی شب به سمت خانهی او میرود. در آنجا به دست و پای مادر رییس بیمارستان میفتد تا راضی شود پسرش را برای درمان برادرش، شبانه به بیمارستان بفرستد. دکتر موافقت میکند و به بیمارستان میرود. در نهایت تصمیم میگیرد خودش یک عمل جراحی بر روی پرویز انجام دهد. عمل جراحی در همان شب شروع میشود…
ازآنجا که امکان اسپویلر – خطر لو رفتن داستان – وجود دارد، نوشتن را همینجا به اتمام میرسانم و شما را به شنیدن این داستان کوتاه دعوت میکنم.
آیا شما هم پس از شنیدن داستان، سوگندنامهی پزشکی را بهخاطر خواهید آورد؟!
خبر قصه
پزشک متعهد
۹ آبان ۱۴۰۳
