نویسنده: ژوزه ساراماگو
فیلمنامه: دان مککلار
کارگردان: فرناندو میرلس
بازیگران: جولیان مور، مارک رافالو، دنی گلوور، گائل گارسیا برنال، یوشینو کیمورا، آلیس براگا، مارتا برنز، سوزان کوین
مردم یک شهر خیلی ناگهانی به کوری دچار میشوند. این کوری مرموز که ظاهراً به سرعت هم سرایت میکند، دولتمردان را مجبور می کند تا برای کسانی که دچارش شدهاند، قرنطینه بسازد و همه را در آنجا جا بدهد و این تازه سرآغاز ماجراست …
برای کسانی که رمان قدرتمند و تکان دهندهی «ساراماگو» را خوانده باشند، این فیلم حرفی برای گفتن ندارد. نه جسارت رمان ساراماگو نه صراحتش و نه تکاندهنده بودنش، هیچ کدام در این فیلم وجود ندارد. البته کارگردانی «فرناندو میرلس» باتجربه، سازندهی فیلم خوب «شهر خدا» با آن فیدهای سفید و تصویری که از شهر رو به نابودی به ما می دهد، عالیست اما فیلمنامه ضعیفتر از آن است که بتوان در عمق فاجعه قرار گرفت. اول از همه شخصیتها خوب پرورش نیافتهاند و به هیچعنوان همدلی برانگیز نیستند. در مرحله بعد تکاندهنده بودن و عمیق بودن حوادثی که بعد از کوری آدمهای شهر اتفاق میافتد، در رمان ساراماگو، یقه خواننده را می چسبد و تا مدتها رها نمیکند. ما در آنجا شاهد جامعهای هستیم که با کور شدن آدمهایش، به سمت اضمحلال و نابودی میرود و این نابودی را با تمام وجودمان حس میکنیم اما در فیلم اینگونه نیست. به راحتی و به سرعت از روی وقایع میگذرند و از آنجایی هم که آدمهای داستان پرداخت خوبی ندارند، همه چیز در سطح باقی میماند.
