خبر قصه

گردبادهای مغز من

نویسنده: کت پاتریک
مترجم: آویشن امین‌صالحی
ناشر: انتشارت پرتقال

در داستان «گردبادهای مغز من» می‌بنیم که اوضاع همیشه برای «فرانکی» سیزده‌ساله به آسانی و راحتیِ خواهر دوقلویش تِس، پیش نمی‌رود. به‌خاطر مسائلی که فرانکی دارد، برخی کارها برایش سخت است. مثلاً نمی‌تواند صدای خیلی بلند را تحمل کند؛ وقتی باید تمرکز کند، به‌راحتی حواسش پرت می‌شود و از این‌‌که در روال زندگی‌اش تغییراتی ایجاد شود،‌ متنفر است و نمی‌تواند خیلی راحت با این تغییرات کنار بیاید. یکی دیگر از چیزهایی که برای او دشوار است،‌ پیدا کردن دوست است. اما تا همین چندوقت پیش،‌ فرانکی یک دوست پیدا کرده بود؛ «کُلِت»؛ دوستی که حالا ناپدید شده و فرانکی می‌داند اگر سرنخ‌هایی را که او برایش گذاشته دنبال کند، پیدایش می‌کند. باید تا قبل از این‌‌که خیلی دیر شود او را پیدا کند، چون او تنها دوستش بوده. شخصیت اصلی این داستان مبتلا به اختلالی به نام «نورودایوِرجنت» است. (نامی نسبتاً نو برای افرادی که با ناتوانی‌های رشدی مانند خوانش‌پریشی، اختلال کم‌توجهی، اختلالات وسواس فکری و عملی زندگی دست‌و‌پنجه نرم می‌کنند). «کت پاتریک» این کودکان را خلاق، بامزه، مبتکر و الهام‌بخش خطاب کرده‌ که این را در روند داستان هم به‌خوبی نشان می‌دهد و ما را با ذهن اسثناییِ این کودکان آشنا می‌کند.