دربارهٔ این اثر
«بیدل دهلوی» در محافل شعری هند می درخشد. با گذر زمان شاعر مشهوری میشود. طی سفرش به شهری دورافتاده میرسد و آنجا «ماه بانو» را میبیند و عاشقش میشود....
«میرزا عبدالقادر»، عموی بیدل، او را از درس خواندن در مدرسه بازمیدارد و تصمیم می گیرد خودش به او درس بدهد. بیدل افزونبر آموزشهای عمویش، در جلسههای «شیخ کمال» و کلاسهای خوشنویسی «شاه فاضل» نیز حضور مییابد. در ادامه، دایی تاجر پیشهاش، «میرزا ظریف»، او را به خانه ی شخصی به نام «سید محمودخان دوران» میبرد و بیدل شیفته ی مرام و سبک زندگی او میشود. بیدل که طاقت یکجا ماندن را ندارد، خانهی دایی حریصش را به مقصد شهر دیگری که عمویش در آنجاست، ترک می کند. در بازار آن شهر با داروفروشی دورهگرد آشنا میشود و از او دانش دارویی را فرامیگیرد. بیدل آن شهر را نیز به مقصد شهر اکبرآباد ترک میکند. در آنجا نزد «کامگارخان» قدر میبیند و در صدر مینشیند... اما باز آرام و قرار نمیگیرد و آنجا را هم ترک میکند تا به شهری دور افتاده میرسد. آنجا مردی به نام «خداداد» از او می خواهد به خانهاش برود و برای مادر بیمارش دعا کند. بیدل می پذیرد. در آن خانه «ماه بانو» را میبیند و عاشقش میشود...
بخشهای شنیداری
۷ بخش- فصل اول۲۰ دقیقه
- فصل دوم۱۸ دقیقه
- فصل سوم۱۷ دقیقه
- فصل چهارم۱۸ دقیقه
- فصل پنجم۱۹ دقیقه
- فصل ششم۱۸ دقیقه
- فصل هفتم۱۸ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۳ دقیقه و ۷ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۱ ساعت و ۵۱ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست