دربارهٔ این اثر

«اشکان حریری» یک خلافکار قدیمی است که از 23 سال پیش تصمیم گرفته آدم خوبی باشد. «کیومرث» از دوستان قدیمی‌ اشکان، پسرش را گروگان گرفته و از او می‌خواهد تا به تهران بیاید، اما برحسب اتفاق کیومرث به دست «مانی» کشته می‌شود.

از آن روزی که «دکتر اشکان حریری» با کشتن دو قاتل حرفه‌ای که به مطب او آمده بودند، از جان خود و بیمارانش دفاع کرد، فرد دیگری به نام «کیومرث» به سراغ او آمد. کیومرث، اشکان را دوست قدیمی خود قلمداد و به نام فرزاد خطاب می‌کرد؛ اما اشکان حرف‌های او را انکار کرد.

کیومرث اقدام به تهدید خانواده اشکان کرد؛ به طوری که حتی «نسرین»، همسر اشکان، هم به شوهرش شک کرد. اشکان حاضر نبود پلیس را در جریان بگذارد.

کیومرث پسر اشکان،مانی، را گروگان گرفت و از اشکان خواست تا با او به تهران برود. او به خانه اشکان رفت و پس از یک درگیری، به دست مانی کشته شد. نسرین تصمیم گرفت تا اشکان را برای حقایقی که به او نگفته، ترک کند.

دکتر اشکان حریری، همان «فرزاد نصیرجو» است که زمانی در کارهای خلاف بوده است. او بیست و سه سال پیش تصمیم گرفت آدم خوبی باشد.

اشکان از نسرین می‌خواهد در خانه و در کنار بچه‌ها بماند و خودش به هتل می‌رود. در هتل، «آلبرت» پسر عموی اشکان، با او تماس می‌گیرد. او در این مدت به دنبال اشکان بوده و از او می‌خواهد که به تهران بازگردد.

بخش‌های شنیداری

۷ بخش
  1. فصل اول۲۷ دقیقه
  2. فصل دوم۲۲ دقیقه
  3. فصل سوم۲۵ دقیقه
  4. فصل چهارم۲۵ دقیقه
  5. فصل پنجم۲۲ دقیقه
  6. فصل ششم۲۴ دقیقه
  7. فصل هفتم۲۲ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۵ دقیقه و ۵ ثانیه

شیوهٔ دیگر شنیدن

نسخهٔ یک‌پارچهٔ کتاب

  1. صدای کل کتاب۲ ساعت و ۴۷ دقیقه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست