دربارهٔ این اثر
«هوشنگ» با جعل اسناد و با هدف کلاهبرداری، یک آپارتمان را به چند نفر میفروشد. خریداران پس از مراجعه به خانه خریداری شده با دیگر خریداران مواجه می شوند و میان آنها اختلاف و درگیری پیش میآید. حالا همه در جست و جوی هوشنگ کلاهبردار هستند.
«کمال و صفورا» برای بردن آینه و قرآن به منزل جدیدشان، وارد آپارتمان می شوند و به محض بازکردن درِ آپارتمان، متوجه آینه و قرآن دیگری در منزلشان میشوند. هنگامی که برای بار دوم مراجعه میکنند، با اثاثیه ای در واحد مسکونی رو به رو میشوند.
«منیژه»، همسر نادر، بعد از بردن وسایل به منزل جدید، متوجه آینه و قرآن دیگری در آنجا میشود و نادر را باخبر میکند و نادر هم روز بعد، از بانک مرخصی میگیرد تا سری به خانه ی تازه خریداری شده بزند. به محض ورود با «امید» و «کمال» رو به رو میشود و آنها با هم درگیر میشوند و با وساطت «منصور»، یکی از ساکنان آپارتمان، با هم مشورت میکنند و درپی «هوشنگ» میروند.
هوشنگ برای معامله و کلاهبرداری جدید به سراغ «جلیل» میرود و به او قول میدهد که 30 درصد از کل معامله را به او بدهد تا در جعل اسناد کمکش کند؛ این در حالی است که «محبوبه»، دختر کمال، یک آگهی در روزنامه میبیند که شباهت بسیاری به آگهی قبلی هوشنگ دارد و آن را به سرعت به پدرش نشان میدهد.
بخشهای شنیداری
۵ بخش- فصل اول۲۶ دقیقه
- فصل دوم۲۲ دقیقه
- فصل سوم۲۴ دقیقه
- فصل چهارم۲۸ دقیقه
- فصل پنجم۲۶ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۵ دقیقه و ۱۰ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۲ ساعت و ۵ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست