دربارهٔ این اثر
در سال 1860 دیوید 12ساله، با پسر سیاهپوستی به نام جیم آشنا شد. جیم دیگر برده نبود، اما سند آزادیاش براثر یک اتفاق از بین رفته بود و بعد از مدتی خودش نیز ناپدید شد مدتی گذشت و ارباب قبلی جیم بنا به درخواست خانوادهی دیوید سند دیگری برای آنها فرستاد. در همان حال خبر رسید که جیم به مرد مزرعهداری به نام کوپر فروخته شده است. سند آزادی میبایست به جیم میرسید؛ پس دیوید برای دیدن جیم به طرف گرین فیلد به راه افتاد. او در این سفر با مردی به نام سیمون پِکینز آشنا شد. برحسب اتفاق سیمون هم طرفدار آزادی بردهها بود. دیوید مسئله ی آزادی جیم را با او در میان گذاشت و از او کمک خواست. پس وقتی آنها به نزدیکی گرین فیلد رسیدند، سیمون به دیوید گفت: نامه ای برای جیم بنویس تا فرار کند و نزد تو بیاید؛ من این نامه را به او خواهم رساند.
سیمون به دیوید گفت باید همان جا منتظر بماند. دیوید ساعتها منتظر ماند، اما از سیمون خبری نشد. تا آنکه آفتاب غروب کرد. دیوید به سمت پایین جاده به راه افتاد. ناگهان با شنیدن صدای یک گاری شروع به دویدن کرد. دیوید احتمال می داد این صدا مربوط به گاری سیمون باشد....
شنوندگان گرامی، به سبب دسترسی نداشتن به فصل چهارم از این کتاب شنیدنی، از شما دعوت می کنیم تا خلاصه ای از آن را در ابتدای فصل پنجم بشنوید.
بخشهای شنیداری
۱۰ بخش- فصل اول۲۴ دقیقه
- فصل دوم۲۰ دقیقه
- فصل سوم۲۱ دقیقه
- فصل چهارم۲۱ دقیقه
- فصل پنجم۱۹ دقیقه
- فصل ششم۲۰ دقیقه
- فصل هفتم۱۸ دقیقه
- فصل هشتم۲۰ دقیقه
- فصل نهم۱۹ دقیقه
- فصل دهم۱۶ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۲ دقیقه و ۵۶ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۳ ساعت و ۱۸ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست