دربارهٔ این اثر

روزی میرزا به مهمانی مرد ثروتمندی دعوت شد. او همیشه خدمتکارش الماس را با خود می‌برد. در راه مهمانی، میرزا متوجه شد که کیف پولش را جا گذاشته است. به همین دلیل الماس برگشت تا کیف را برای میرزا به مهمانی ببرد. اما وقتی کیف را آورد....

این داستان با زبانی ساده و روان به کودکان می‌آموزد که هرگاه کسی را به خاطر ظاهرش به جایی راه می‌دهند و یا اجازه انجام کاری را به او می‌دهند، می‌توانند از ضرب‌المثل «آستین نو، بخور پلو» در مورد آن فرد استفاده کنند؛ و یا هنگامی که به جای توجه به شخصیت یک انسان، به لباس و ظاهر او توجه شود، از ضرب‌المثل «آستین نو، بخور پلو» استفاده می‌شود.

داستان «آستین نو، بخور پلو» برگرفته از کتاب «امثال و حکم» نوشته «علی‌اکبر دهخدا» است.

بخش‌های شنیداری

۱ بخش
  1. صدای کل کتاب۹ دقیقه و ۱۱ ثانیه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۵۱ ثانیه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست