دربارهٔ این اثر
«باله بلند» و «چشم آبی»، دو ماهی برادر که مادرشان را از دست دادهاند، در کنار پدر و برادر کوچکشان زندگی میکنند. آنها میخواهند بفهمند دورتر از خانهشان چه خبر است؟ حالا، دور از چشم پدر، به سراغ ماهی دیگری به نام «بیباک» میروند.
«باله بلند» سعی کرد از افکار منفی خود درباره آیندهی رود دست بردارد و لحظههایی را که در کنار خانوادهاش میگذراند، غنیمت بداند. او با برادران کوچکش، «چشم ستاره» و «چشم آبی» به گردش رفت تا چشم ستاره را با محیط بیرون از خانه آشنا کند؛ اما در همان حال فکر آیندهی رود و وضعیت وخیم آب آن، یک لحظه رهایش نمیکرد.
در قسمتی از رود ناگهان متوجه شدند تعداد زیادی ماهی جلوی خانه پیرترین ماهی رود، «دم کهنه» جمع شدهاند. باله بلند فکر کرد لابد او حالا ماهیها را جمع کرده تا به آنها هشدار بدهد و از وضعیت نگران کننده آب، آگاهشان کند.
بخشهای شنیداری
۶ بخش- فصل اول۱۹ دقیقه
- فصل دوم۱۸ دقیقه
- فصل سوم۱۸ دقیقه
- فصل چهارم۱۹ دقیقه
- فصل پنجم۱۷ دقیقه
- فصل ششم۱۸ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۳ دقیقه و ۳۰ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۱ ساعت و ۴۹ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست