دربارهٔ این اثر
«اسماعیل» و «یونس» از خط مقدم جبهه به اهواز میآیند و اسماعیل خبر مرخصی رفتن خود را از طریق تلفن به مادرش میدهد. همچنین به او وعده میدهد تا در بازگشت، مراسم ازدواجش با «محبوبه» دخترعمویش را به اتمام برساند.
«حاج اصغر»، فرمانده ستاد عملیات، به منطقه میرود و از «حسن»، یکی از رزمندگان، میخواهد که برای از بین بردن سایت موشکی دشمن دو گروه شناسایی را آماده حرکت کنند. گروه اول برای شناسایی برون مرزی از طریق خود ستاد و گروه شناسایی درون مرزی که حسن باید از نیروهای خودش معرفی کند. حسن هم به سرعت از «رحیم» میخواهد که در هر شرایطی «اسماعیل و یونس» دو نفر از نیروهای خبرهاش را پیدا کند و به ستاد بفرستد.
از طرفی «طوبی»، مادر اسماعیل، با بحث بسیار با «ابراهیم» همسرش، او را راضی میکند که با هم نزد پدر «محبوبه» (نامزد اسماعیل) بروند و قرار شب عروسی را بگذارند. رحیم درپی اسماعیل و یونس خبر میدهد که اسماعیل سر ظهر از مقر 42 به سوی شهرستان فسا حرکت میکند. رحیم هم تصمیم میگیرد به سرعت به آنجا رفته و از طریق بیسیم از حرکت اسماعیل جلوگیری کند. در همین زمان موشک به زاغههای مهمات برخورد میکند و ....
بخشهای شنیداری
۵ بخش- فصل اول۱۹ دقیقه
- فصل دوم۱۷ دقیقه
- فصل سوم۱۶ دقیقه
- فصل چهارم۱۷ دقیقه
- فصل پنجم۲۲ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۳ دقیقه و ۱۱ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۱ ساعت و ۳۲ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست