دربارهٔ این اثر

«حاج خلیل»، فرمانده قرارگاه مرکزی، از دیگر فرماندهان برای جلسه‌ای اضطراری دعوت می‌کند تا «حسن» طرح و نقشه عملیات را برای آنها تشریح کند؛ به همین خاطر حضور «اکبر» در جلسه ضروری است و حاج خلیل از بی‌سیمچی می‌خواهد که اکبر را پیدا کند.

بنابر ضرورت و به خاطر شنود تصمیمات فرماندهان جنگی در منطقه، «حاج خلیل»، فرمانده قرارگاه، عده‌ای از فرماندهان را به اتاق عملیات دعوت می‌کند و قضیه شنود مکالمات توسط دشمن را مطرح و از آنها راه حل طلب می‌کند.

«حسن» که از نیروهای طرح و عملیات است، اعتقاد دارد حمله باید مطابق با طرح او صورت بگیرد، ولی «اکبر» اعتقادی به حمله ندارد و از آنها مهلت می‌خواهد تا در چند روز آینده وضعیت را روشن کند.

به دستور اکبر، فرمانده گردان، همه‌ دستگاه‌های بی‌سیم جمع آوری می‌شود و آنها را در سنگری نگهداری می‌کنند تا دشمن دیگر دسترسی به اطلاعات نیروهای ایرانی نداشته باشد.

حسن و حاج خلیل با ماشینی پر از مهمات، به طرف گردان اکبر حرکت می‌کنند تا کمبود مهمات آنها را برطرف کنند، اما به محض ورودشان به خط مقدم جبهه، نیروهای عراقی آنها را هدف قرار می‌دهند و «ناصر» و اکبر تلاش می‌کنند از حمله آنها در امان بمانند.

بخش‌های شنیداری

۵ بخش
  1. فصل اول۲۳ دقیقه
  2. فصل دوم۱۷ دقیقه
  3. فصل سوم۱۹ دقیقه
  4. فصل چهارم۲۰ دقیقه
  5. فصل پنجم۲۲ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۲ دقیقه و ۴۲ ثانیه

شیوهٔ دیگر شنیدن

نسخهٔ یک‌پارچهٔ کتاب

  1. صدای کل کتاب۱ ساعت و ۴۲ دقیقه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست