دربارهٔ این اثر

در سبزه زار بزرگی حیوانات و پرندگان زیادی زندگی می کردند. دو زاغ که بالای درخت نشسته بودند دیدند که صیادی آمد و دام برپا کرد تا پرندگان را شکار کند.

زاغ ها با دیدن صیادها نگران شدند. اما صیاد کار خودش را می کرد. او پایین درخت تورش را پهن کرد. زاغ سیاه به زاغ خاکستری گفت که باید ساکت شویم وگرنه صیاد ما را با سنگ می زند.

صیاد هم آنها را دید و از آنها خواست تا از آنجا دور شوند.

زاغ ها با ناراحتی و عصبانیت دور شدند. صیاد پشت درختی پنهان شد و منتظر ماند تا پرندگان با دیدن دانه های توی تور به دام بیفتند. زاغ سیاه دورتر پشت برگ درخت ها نشست و همه چیز را به دقت تماشا کرد ...

بخش‌های شنیداری

۳ بخش
  1. فصل اول۱۶ دقیقه
  2. فصل دوم۱۹ دقیقه
  3. فصل سوم۱۵ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۵۹ ثانیه

شیوهٔ دیگر شنیدن

نسخهٔ یک‌پارچهٔ کتاب

  1. صدای کل کتاب۴۸ دقیقه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست