دربارهٔ این اثر
عقابی بزرگ سال ها در بلندترین نقطه ی درختی زندگی می کرد و از آنجا مردم را می دید او همیشه خود را بزرگتر از دیگران می دید. با این حال از مردم می ترسید و این ترس، ریشه در سالهایی داشت که به او و جفتش تیراندازی شده بود. این ترس عاقبت موجب شد تا او با فدا کردن جان خود، زندگی جوجه هایش را نجات دهد. او تصمیم گرفت تا به آدمها حمله کند....
برای دانستن ادامه ی ماجرا این کتاب را بشنوید.
بخشهای شنیداری
۲ بخش- فصل اول۱۲ دقیقه
- فصل دوم۷ دقیقه و ۵۸ ثانیه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۲ دقیقه و ۲۲ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۲۰ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست