
دربارهٔ این اثر
خلاصهٔ قصه
به روی باغِ خسته، دَری دوباره وا شد
نسیم با درختان، دوباره آشنا شد، دوباره آشنا شد
بهار سبزیاش را به دست باغ بخشید
درخت شاخه اش را به یک کلاغ بخشید
دوباره ابر آمد گلوی چشمه تر شد
زمین از آرزوی بنفشه باخبر شد
دوباره ابر آمد گلوی چشمه تر شد
زمین از آرزوی بنفشه باخبر شد
بهار آمد از دور پرنده را صدا کرد
دهان غنچهها را به عطر خنده وا کرد
بهار آمد از دور پرنده را صدا کرد
دهان غنچهها را به عطر خنده وا کرد
فهرست شنیداری
فصلهای این اثر
- آرزوی بنفشه۳ دقیقه
از همین دستهبندی



