دربارهٔ این اثر

ای کاش او بیاید

تا ظلم پا نگیرد

پاکی و عشق و لبخند

در جان ما نمیرد

ای کاش او بیاید

تا ظلم پا نگیرد

پاکی و عشق و لبخند

در جان ما نمیرد

ای کاش او بیاید

با صد بغل گل یاس

در سینه ها بروید

گلهای سرخ احساس

با اشک و غربت خویش

هر شب نماز خواندیم

در فصل بی قراری

چشم انتظار ماندیم

او گفته خواهد آمد

در عصر سرد و تاریک

تا بگذریم با او

از جاده های باریک

چون باوفاست مولا

هم مهربان و معصوم

یک جمعه خواهد آمد

روزی که نیست معلوم

یک جمعه خواهد آمد

روزی که نیست معلوم

بخش‌های شنیداری

۱ بخش
  1. روزی که معلوم نیست۲ دقیقه و ۲ ثانیه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست