دربارهٔ این اثر
روزبه پسر موبدی بزرگ به نام بدخشان به دلیل نعصبات دینی پدرش و برای جلوگیری از آلوده شدن به گناه اجازه خروج از خانه را ندارد.
یک شب پس از بارانی شدید و سیل آسا دیوار خانه بدخشان فرو میریزد و روزبه با اجازه مادرش همراه خدمتگذارشان بارمان برای سرکشی به زمین های کشاورزی از خانه بیرون میرود. از دور صدای ناقوس روزبه را به سوی کلیسا می کشاند و تماشای عبادت مسیحیان ذهن پرسشگر او را بیدار می کند. بدخشان بعد از شنیدن ماجرا روزبه را تنبیه کرده و مادر روزبه که به دفاع از پسرش آمده ناخواسته توسط پدر کشته می شود .روزبه که حال تنها تر از قبل شده و با تعصبات پدرش از دین زرتشت گریزان شده به کمک بارمان به قصد شام و برای یافتن حقیقت دین، به همراه کاروانی از شهر خارج می شود.
بخشهای شنیداری
۵ بخش- فصل اول۲۳ دقیقه
- فصل دوم۲۲ دقیقه
- فصل سوم۲۲ دقیقه
- فصل چهارم۲۴ دقیقه
- فصل پنجم۱۹ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۵۳ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۱ ساعت و ۴۹ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست