دربارهٔ این اثر
روز دهم محرم بود. لحظات پر تبوتابی بود و همه در کربلا تشنه بودند. امام حسین (ع) رو به برادرش عباس (ع) کرد و گفت به نزدیک فرات برود و برای بچه ها آب بیاورد.
عباس (ع) سراپا گوش بود و با مشکی در دست به سمت فرات به راه افتاد. در راه همه ی حواسش به اهل خیمه بود و سعی داشت هرچه زودتر خود را به کودکان برساند. به فرات رسید. دست برد تا کمی آب بنوشد، اما با یادآوری تشنگی کودکان، نتوانست. پس مشک را پر کرد و به سوی خیمه به راه افتاد؛ اما هنوز کمی دور نشده بود که ....
از شما مخاطبین محترم به علت کیفیت پایین پوزش می خواهیم.
بخشهای شنیداری
۲ بخش- فصل اول۹ دقیقه و ۲۷ ثانیه
- فصل دوم۹ دقیقه و ۱۷ ثانیه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۲ دقیقه و ۷ ثانیه
شیوهٔ دیگر شنیدن
نسخهٔ یکپارچهٔ کتاب
- صدای کل کتاب۱۹ دقیقه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست