دربارهٔ این اثر

در بغداد مردی به نام خالد زندگی می کرد. او وضع خوبی داشت و محتاجِ کسی نبود، اما سر و وضعش خوب نبود و هرکه او را می‌دید، فکر می‌کرد فقیر است. او از خدا تشکر نمی‌کرد و خسیس بود.

خالد در ماه، حتی یک دینار هم خرج خودش نمی‌کرد و لباس‌ها و کفش نامناسبی می‌پوشید. کفش‌های وصله‌دار او بچه‌ها را به خنده می‌انداخت. خیلی عجیب بود که این کفش‌ها چطور این همه مدت، دوام آورده‌اند. کفاش‌ها و پینه‌دوزها دیگر کفش او را نمی‌دوختند و او و کفش‌هایش، زبان‌زد مرم شهر شده بودند.

روزی، در بازار، کاسبی به خالد گفت که پیشنهادی خوب و پردرآمد برایش دارد....

بخش‌های شنیداری

۲ بخش
  1. فصل اول۱۲ دقیقه
  2. فصل دوم۱۶ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۲ دقیقه و ۱۵ ثانیه

شیوهٔ دیگر شنیدن

نسخهٔ یک‌پارچهٔ کتاب

  1. صدای کل کتاب۲۹ دقیقه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست