دربارهٔ این اثر

«احد» و «محمود» هنگام عملیات شناسایی در منطقه‌ نیروهای بعثی با یک کامیون روبه‌رو می‌شوند. نیروهای ایرانی با شلیک منور و سپس خمپاره، به سوی کامیون حمله‌ور می‌شوند. احد و محمود به ناچار در میان ماشین‌های نیروهای عراقی پنهان می‌شوند.

پس از این حادثه «احد» و «محمود» به اسارت نیروهای بعثی عراقی در می‌آیند و شکنجه‌های سروان «عبدالقادر» هم نمی‌تواند این دو نفر را به حرف وادارد؛ درحالی‌که فرمانده «نظری» در این سو همچنان منتظر بازگشت آنهاست و برای آگاهی از وضعیت آنها به هر دری می‌زند. «جاسم» یکی از نیروهای عراقی که مادرش ایرانی است، در یک فرصت مناسب دست احد را باز می‌کند و خودش از محل دور می‌شود.

خانواده‌های احد و فرمانده نظری که به سبب طولانی شدن مدت آماده‌باش نگران حال آنها هستند، در تکاپویند تا به هر شیوه از سلامتی احد و محمود اطلاعی پیدا کنند و از نگرانی بیرون بیایند، اما آنها نیز راه به جایی نمی‌برند. فرمانده «حاج محمدی»، نظری و جاویدی را به جلسه توجیهی برای ادامه عملیات «بیت‌المقدس» و محاصره «خرمشهر» دعوت می کند و طبق تصمیم‌های جلسه مصوب می‌شود که عملیات شب آینده انجام شود.

با آغاز عملیات، محور راست به فرماندهی نظری به پیش می‌روند تا به خرمشهر می‌رسند و محور چپ به اشتباه، نیروهای خودی را زیر آتش می‌گیرد که فرمانده نظری خبر را به قرارگاه «کربلا» می‌رساند و از آنها می‌خواهد که محور چپ را راهنمایی کنند. نظری خبر پیروزی نیروهای خود و جاویدی را به حاج محمدی می‌رساند و از او می‌خواهد که خبر آزادی خرمشهر را به همه اعلام کنند.

*** شنونده گرامی، پیشاپیش از کیفیت پایین و اشکال‌های جزئی برخی از بخش‌های نمایش پوزش می‌خواهیم.

بخش‌های شنیداری

۵ بخش
  1. فصل اول۱۹ دقیقه
  2. فصل دوم۲۰ دقیقه
  3. فصل سوم۱۸ دقیقه
  4. فصل چهارم۲۳ دقیقه
  5. فصل پنجم۲۵ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۴ دقیقه و ۱۶ ثانیه

شیوهٔ دیگر شنیدن

نسخهٔ یک‌پارچهٔ کتاب

  1. صدای کل کتاب۱ ساعت و ۴۵ دقیقه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست