دربارهٔ این اثر

«مردی که می‌خندد» روایت زندگی بسیار غم‌انگیز کودکی به نام «جوئین پلین» است که از بدو تولد بی‌خانمان شده و هیچ‌گاه خانواده خود را ندیده‌ است. «کومپراچیکوها» (خریداران بچه) او را خریده بودند، ولی در 10 سالگی از آنها جدا شد...

در سال 1690 ، در شبی سرد و زمستانی، عده‌ای راهزن و خلافکار کودکی ده ساله به نام «جوئین پلین» را در «ساحل پورتلند انگلستان» رها و فرار می‌کنند. لب و دهان این کودک در دو سالگی توسط شخصی جراحی شده و به صورت مضحکی درآمده است. دوره‌گردی به نام «اورسوس» او را بزرگ می‌کند و با اجرای نمایش به موفقیت چشمگیری دست پیدا می‌کند، تا جایی که جوئین به «مردی که می‌خندد»، معروف می‌شود.

جوئین جان یک دختر بچه یک سالهٔ نابینا را نجات می‌دهد. سپس جوئین همراه با آن دختربچه که او نیز بی‌خانمان است و به اتفاق اورسوس، به «لندن» می‌روند و هر روز زندگی بهتری را برای خودشان فراهم می‌کنند. اورسوس به هنگام اجرای نمایش به مردم آگاهی می‌دهد و از طرفی جوئین در محله‌های فقیرنشین رفت و آمد می‌کند. از طرف حکومت به آنها اخطار می‌دهند؛ تا جایی که یک بار اورسوس را به دادگاه احضار می‌کنند.

مدتی می‌گذرد و شبی جوئین را به زندان شهر احضار می‌کنند و در آنجا مشخص می‌شود که جوئین یک اشراف‌زاده است و حالا او صاحب ثروت زیادی است و جزو نمایندگان «مجلس اعیان انگلستان» خواهد بود. اورسوس شدیداً نگران جوئین است؛ چرا که هیچ خبری از او ندارد و با ترفندهای مختلف سعی می‌کند طوری وانمود کند که جوئین جایی نرفته و به زودی برمی‌گردد.

فردای آن شب دو نفر از افراد حکومت نزد اورسوس می‌آیند و به او می‌گویند که جوئین مرده و آنها باید هرچه زودتر شهر لندن را ترک کنند.

بخش‌های شنیداری

۵ بخش
  1. فصل اول۲۸ دقیقه
  2. فصل دوم۳۳ دقیقه
  3. فصل سوم۳۱ دقیقه
  4. فصل چهارم۲۷ دقیقه
  5. فصل پنجم۳۲ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۴ دقیقه و ۱۹ ثانیه

شیوهٔ دیگر شنیدن

نسخهٔ یک‌پارچهٔ کتاب

  1. صدای کل کتاب۲ ساعت و ۳۰ دقیقه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست