دربارهٔ این اثر

بعد از کشته‌شدنِ فتحعلی‌خان قاجار، نیای آقا محمدخان، در لشگرکشی شاه تهماسب دوم به خراسان، مشاور او، «هورکود»، به همراه لشگر خسته‌ی خود در راه بازگشت از مشهد به دیدارِ زنی نقاب‌پوش می‌رود.

هورکود خسته و پریشان، به همراه لشگریانش درحال بازگشت از خراسان، به پیشنهاد خواهرزاده‌اش، هژبر، در محلی به‌نام «قدم‌گاه» به قصد استراحت و دیدار زنی فال‌گیر چندساعتی توقف می‌کنند. همین زن، چندماه قبل، فتحعلی‌خان قاجار را به‌دلیل خطرات پیشِ رو، از رفتن به مشهد نهی کرده بود. هورکود تصمیم می‌گیرد زنِ نقاب‌دار و دخترش، آنجان، را همراه خودش به قبیله ببرد.

خیلی زود زن نقاب‌دار و دخترش در زمین‌های قبیله مشغول به کار می‌شوند و زمینی بایر را به مزرعه‌ای سرسبز و آباد تبدیل می‌کنند. هژبر بنابه عواطف انسانی و علاقه‌ای که به آنجان پیدا کرده است، به آنها یاری می‌رساند و در محصولات مزرعه با آنها شریک می‌شود. اما هورگود، دایی هژبر که در همان نگاه اول به آنجان دل بسته بود، هژبر را مانع خود برای رسیدن به مقصود می‌بیند و برایِ برداشتن این مانع، دسیسه‌ می‌کند.

*** شنونده‌ی گرامی، پیشاپیش بابتِ کیفیت پایین و اشکالات جزئی برخی از بخش‌های نمایش پوزش می‌خواهیم.

بخش‌های شنیداری

۵ بخش
  1. فصل اول۲۹ دقیقه
  2. فصل دوم۲۵ دقیقه
  3. فصل سوم۱۷ دقیقه
  4. فصل چهارم۲۱ دقیقه
  5. فصل پنجم۲۳ دقیقه

شنیدن پیش از انتخاب

نمونهٔ کتاب

  1. صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۲۷ ثانیه

شیوهٔ دیگر شنیدن

نسخهٔ یک‌پارچهٔ کتاب

  1. صدای کل کتاب۱ ساعت و ۵۶ دقیقه

بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست