دربارهٔ این اثر
سلام بچههای عزیز! من رئیسعلی هستم؛ رئیس علی دلواری. اسم پدرم رییس محمد بود. من در سال 1261 شمسی یعنی حدود صد و سی و هفت سال پیش در دهستانی در اطراف بوشهر به دنیا آمدم.
رئیس علی دلواری، در دهستان دلوار، بزرگ شد. واژه دلوار به معنای «دلاور» است که به آن «دلبار» هم میگویند.
او انگلیسیها رو می دید که در بوشهر، حضور دارن و بر سرنوشت هم ولایتیهاشون تسلط دارن.
رئیسعلی که جوان رشیدی شده بود، نمیتونست حضور انگلیسیها رو در آب و خاکش تحمل کنه. او مردی دیندار، شجاع و جسور بود. بارها لیاقت و مردانگیاش را به پدر و همولایتیهایش نشون داده بود. دوست و دشمن، او را فردی شایسته و بالیاقت میدانستند. او تیرانداز ماهری بود. هیچگاه تیرش به خطا نمیرفت. جنگجوی بزرگی بود و اسمش به خاطر جسارت و مردانگی، در بوشهر به سر زبانها افتاده بود ...
بخشهای شنیداری
۱ بخش- صدای کل کتاب۱۰ دقیقه
شنیدن پیش از انتخاب
نمونهٔ کتاب
- صدای نمونه کتاب۱ دقیقه و ۳۳ ثانیه
بر پایهٔ اطلاعات همین فهرست